وحدت اراده و مشیّت پروردگار متعال نسبت به همه عالم وجود
3ما در آیه قرآن میخوانیم كه میفرماید به حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه السلام، و اذ تبرء الاكمه و الابرص بإذنی و اذ تحیی الموتی بإذنی، یا در آیۀ دیگر میفرماید كه و اذ تبلغ من الطین كهیئه الطیر بإذنی فتنفخ فیه قد یكون طیرا بإذنی، دو تا إذن اینجا دارد. ای عیسی تو چه میكنی؟ كاری كه تو انجام میدهی این است كه خلق طیر میكنی به اذن من، به اذن من خلق طیر میكنی بعد بر او میدمی. اول برمیداری با آب و گِل یك مجسمه درست میكنی، مجسمۀ گِلی، همین مجسمههایی كه دم حرم میفروشند، با گِل برمیدارند درست میكنند، شكل گنجشك. این كار را انجام میدهی، تخلق بإذنی، این را ما میبینیم ما این را میفهمیم خب خودمان هم بلدیم درست كنیم، آن را برمیداریم قاطی میكنیم، میشود گِل، میشود گنجشك دیگر، خودمان هم همین كار را انجام میدهیم. فتنفخ فیه من روحی و یكون طیرا باذنی بعد آن كاری كه تو میكنی [این است كه] در او میدمی. میدمییعنی چه؟ یعنی فوت میكنی. دمیدن یعنی فوت كردن. فتكون طیرا بإذنی این میشود طیر. یعنی عنوان طیریت بر او عارض میشود. یعنی عنوان حیات بر او صدق میكند الان قبل از اینكه این چیز است طیریت بر او عارض نمیشود متصف به طیران نیست گِل است صورت دارد اما وقتی كه شما آمدید و در او دمیدید و جان گرفت معنون به عنوان طیران میشود متصف میشود.
خب این آیه چه را میخواهد برساند؟ ما چه مقدار معرفت نسبت به كار حضرت عیسی پیدا میكنیم؟ چه مقدار؟ در آن محدودهای كه خودمان قادر هستیم یعنی تا گِل درست كردن، آن كار ما هم هست همان گل را ما هم درست میكنیم آیه میگوید اول گل درست میكنی دیگر و اذ تخلق من الطین یعنی گِل دیگر، شكل درست میكنیم، این كار را ما هم بلدیم. كوزه گرها این كار را میكنند دیگر. خب این كار میشود چه؟ میشود تساوی در رتبه بین ما و بین حضرت عیسی، این تساوی در رتبه است. در محدوده فقط شكل طین، در این محدوده. و ما میدانیم حضرت عیسی چكار میكند، چرا؟ چون خودمان هم بلدیم. این مقدارش را كه بلد هستیم. میماند آن شقّ دوم، فتنفخ فیه فیكون طیرا بإذنی، حضرت عیسی یك كار دیگر میكند ما تا قیامت بكنیم نمیشود. آن به آن میدمد تبدیل به طیر میشود، حالا شما هی بدم! هی بدم! كاری كه دم شما میكند این است كه گل را خشك میكند ولی طیران به او نمیدهد. خب حالا آیا شما میتوانید پی ببرید كه حضرت عیسی چه میكند؟ به این رتبه عارف هستید؟ نه عارف نیستید. عارف نیستید. عارف نیستیم به اینكه حضرت عیسی چگونه تنفخ هست، چگونه میدمد. آن آیه شریفه دارد كه فتنفخ فیه من روحی، یعنی همان طوری كه تو میدمی من نفخت، نفختُی در آنجا تنفخُی اینجا است و هر دو نفخ به یك معنا دلالت میكند. كه میتواند به این تنفخُی حضرت عیسی پی ببرد؟ كسیكه به نفخت فیه من روحی بتواند پی ببرد. اگر كسی به آن نفخت فیه من روحی پی برد و مطلع شد به این تنفخُی حضرت عیسی هم میتواند مطلع بشود و بالعكس. قضیه از باب چیست؟ عكسش هم صادق است. هر كسی كه به تنفخُی عیسی مطلع شود به نفخت فیه من روحی هم چه میشود؟ مطلع میشود. پس بنابراین چون آن سرمایه و خمیرمایه و آن جنبه وجودی برای ادراك نفخ در ما محقق نیست لذا ما به مقام حضرت عیسی نمیتوانیم عرفان پیدا كنیم، نمیتوانیم.

