شرائط عالمی که باید از او تبعیت کرد
3یکی از افرادی که در زمان مرحوم آقا بسیار شخص تندی بود، حرکتش حرکت تندی بود و مشاهداتی داشت، به واسطه همین کشف سرّ به طور کلی راهش منحرف شد وبرگشت و از مسیر به کناری افتاد. افراد دیگری هم بودند از تلامذه بزرگان و اولیاء که اینها به واسطه کشف سرّ به این ابتلائات مبتلا شدند. سرّ عبارت است از امانتی که خداوند به یک شخص میدهد اگر توانست این را نگه دارد افزون میکند و اگر نتوانست نگه دارد [این] را هم را از او میگیرد. این قاعده کلی است. مردم نمیتوانند تحمل کنند. ما خیال میکنیم که راه خدا عبارت است از یک فرمول دربسته سربسته که هر کسی طبق این فرمول حرکت کند برود هست و اگر کسی نرود نیست. این قدر مسائل و اسرار در اینجا هست که لایعلمه الا هو. و این قدر مطالب باریک در اینجا وجود دارد، ما خیال میکنیم که حالا همه ما در چه موقعیتی هستیم و وضعیت ما چگونه است! چه بسا ممکن است افرادی، اینها به ظاهر در این مسیرها نباشند و از خیلی از ما ها جلوتر باشند.
و آنها میآیند با ما به اندازه سعه وجودی خود[م]ان صحبت میکنند اضافه که حرف نمیزنند به اندازه تحمل میآیند صحبت میکنند اضافه که نمیآیند حرف بزنند و هر شخصی به مقدار معرفتی که دارد به همان مقدار تکلیف دارد. بله! اگر از آن مقدار معرفتی که دارد و بر آن اساس، تکلیف بر او قرار گرفته کم بگذارد خداوند او را مؤاخذه میکند اما هیچ وقت خداوند نمیآید به یک شخصی که یک مقدار مشخصِ از معرفت به او داده و بیش از آن مقدار تکلیفی که به او داده برایش مؤاخذه بنویسد، این کار را نمیکند. هیچ وقت این کار را نمیکند. یک شخصی که این مجتهد است اگر کسی بیاید از این تقلید کند خداوند میگوید چون تو متوجه شدی که او مجتهد است و اعلم است باید از او تقلید کنی بسیار خب، این هم این مقدار را میفهمد، بر این اساس باید از این تقلید کند و به فتاوای این باید عمل کند اگر عمل نکرد خداوند روز قیامت او را مورد مؤآخذه قرار میدهد. تو که فهمیدی این اعلم است و از او تقلید کردی چرا در بعضی از مسائل سرپیچی کردی؟ چرا از فتوای او سرپیچی کردی؟ این مورد مؤاخذه قرار میگیرد. یا اینکه اگر شخصی فهمید فلان مجتهد اعلم است اما از او تقلید نکرد، باز این مورد مؤاخذه قرار میگیرد. اگر فهمیدی این اعلم است باید از این تقلید کنی چرا رفتی از شخص دیگری تقلید کردی؟ و خداوند اعمال این را باطل میگرداند. چون فرض این است که این اعلم است، فرض بر این است. حالا اگر شخصی آمد و این فرد را اعلم ندانست، تفحص کرد تحقیق کرد سؤال کرد پرسش کرد امتحان کرد او را، دید نه! اعلم نیست و شخص دیگری اعلم است، حالا اگر آن شخص بیاید از این تقلید کند خدا او را مؤاخذه نمیکند؟ میگوید تو که فهمیدی این اعلم نیست چرا آمدی از او تقلید کردی؟ بیاد بگوید من دیدم فلان کس و فلان کس و فلان کس تقلید کردند! خدا میگوید خب بکنند به تو چه مربوط است؟ آیا تو تشخیص دادی این اعلم است یا نه؟ میگوید بله تشخیص دادم این اعلم نیست بسیار خب وقتی که تشخیص دادی اعلم نیست به چه ملاک شرعی و عرفی و عقلی و وجدانی آمدی زمام امورت را و تقلیدت را بر این شخص قرار دادی؟ هان؟ خدا مؤاخذه میکند دیگر، پس این هم این مراحل.

