در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معرفت به هرچیز مستلزم اتحاد با آن می باشد

14559
سال 1418
جلسات
نسخه عربی

معرفت به هرچیز مستلزم اتحاد با آن می باشد

4
  • چه قدر مشکل است برای یک شخصی که این در یک افقی دارد حرکت می‌کند و در یک مراحلی دارد حرکت می‌کند که اصلا نمی‌خواهد در آن مراتب و در آن مراحل با شخصی صحبت کند و با شخصی تماس بگیرد و می‌خواهد دائما در خودش باشد و می‌خواهد دائما متوجه خودش باشد و متوجه حالاتش باشد. این دارد در آنجا سیر می‌کند آن وقت این شخص خودش را می‌آورد پایین و با افراد متفاوت به صحبت برمی‌خیزد به مؤانست برمی‌خیزد به معاشرت و مراودت مشغول می‌شود و این معاشرت و مراوده عبارت است از آن بخششی که دارد به افراد می‌کند و دارد خود را در اختیار افراد قرار می‌دهد و دارد خود را در دسترس افراد قرار می‌دهد که دیگران بیایند و از این استفاده کنند و بهره ببرند و متمتع بشوند. اولیاء این طوری هستند دیگر. و از آن طرف چون این بهره و تمتع و نصیب بدون گذشت و انفاق و ایثار برای افراد میسّر نمی‌شود این شخص مجبور است که از راه تحمیل ایثار و انفاق بر دیگران، آنها را به یک مطالبی برساند آنها را به یک نصیبی برساند که در قبال این انفاق و ایثار این به آنها جود می‌دهد. جود چیست؟ آن افاضاتی که می‌کند و آن نعمتی که نصیب می‌کند و آن حرکتی که برای آنها به واسطۀ این جنبۀ جلالیه پیدا می‌شود.

  • حالا از شما سوال می‌کنم، آیا برای یک همچنین فردی پول دادن به این افراد راحت تر است یا این کار را کردن؟ صد مقابل آن راحت‌تر است. ... کاری ندارد. بیا آقا این یک میلیون مال شما. هان؟ یکی از افرادی که در خدمت مرحوم آقای حداد بود، بعد مغضوب مرحوم آقای حداد واقع شد، همین شخصی که مرحوم آقا هم اسمش را در روح مجرد آوردند. مرحوم آقا به عنوان مساعدت هر ماه یک مبلغی از ایران برای او می‌فرستادند و از این قضیه کسی خبر نداشت غیر از یکی دو نفر افراد واسطه مثل حاج عبدالجلیل حفظه الله که الان در کویت است وبعضی دیگر کسی دیگر اطلاعی نداشت از این قضیه، حتی خود ما هم آن موقع نمی‌دانستیم. بعد که این شخص مغضوب حضرت آقای حداد واقع شد آن شخص واسطه گفت که آقا اجازه می‌دهید دیگر ما این مبلغی که آقا سید محمد حسین می‌فرستد از طهران، دیگر به او ندهیم؟ ایشان فرمودند من نمی‌خواهم کسی به واسطه من .. نه آقاجان بفرمایید. از آن طرف قطع کرده ولی از آن طرف این چرا قطع کند؟ تا هر وقت که آقا سیدمحمدحسین پول می‌فرستد بدهید. این حرکت حرکت اولیا است. اولیاء این جوری برخورد می‌کنند. ما باید یاد بگیریم. آخه این سلوک این سین لام واو کاف یک معنایی دارد و یک مفهومی‌ دارد، این چیست؟ این لغلغه لسان است؟ یا یک معنایی است که خدا باید به انسان توفیق بدهد دیگر؟