در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معرفت به هرچیز مستلزم اتحاد با آن می باشد

14559
سال 1418
جلسات
نسخه عربی

معرفت به هرچیز مستلزم اتحاد با آن می باشد

3
  • ولی در اینجا یک نکته ای که هست و آن را باید مدّ نظر قرار داد این است که این معرفتی که این دو شخص نسبت به هم پیدا می کنند بر اساس آن قوا و استعداد و تفکر و بصیرتی است که هر کدام نسبت به دیگری دارد. یک بچه‌ای که می‌آید در اینجا و این فقط مدرکاتش، مدرکات طفولیت و صبابت است هیچ وقت نمی‌تواند از مدرکات و خصوصیات و حالات یک شخص بزرگ که دارای علوم و تجربه و صفات است اطلاع پیدا کند چون ظرفیت او محدود است خصوصیات این طفل و این بچه خصوصیاتی است که بیشتر از سعه فکری و سعه صدر او را اجازه نمی‌دهد که پی ببرد. هان؟ این قضیه روشن است دیگر!

  • وقتی که یک شخص با یک رفیقی انس می‌گیرد در حدود افکار خودش از آن حالات و خصوصیات او مطلع می‌شود نه بیشتر. یعنی آن مقدار که او سعه و ظرفیت دارد با آن مقداریکه در وجود این شخص قرار گرفته اگر وحدت پیدا کند، ما می‌گوییم این شخص نسبت به این شخص این مرتبه از عرفان را حائز گشته. یعنی فرض کنید که من باب مثال یک شخصی است خیلی جواد و خیلی بخشنده است. حاتم طایی من باب مثال. بعد یکی می‌آید و با این حاتم طایی انس می‌گیرد و مصاحب می‌شود چون در وجود این شخص معنای جود و بخشندگی نهفته است و قرار دارد به جود و بخشش حاتم طایی اطلاع پیدا می کند معرفت پیدا می‌کند.

  • اما صحبت در این است که چه مقدار معرفت و جود نسبت به حاتم طایی پیدا می‌کند؟ به آن مقدار که خودش ظرفیت و گنجایش دارد که ادراک کند. ممکن است این حاتم یک نحوه از جود و بخشش‌هایی را بکند که این شخص مطلع نشود و نفهمد، اصلا نفهمد. چرا؟ چون این در آن سعه‌ای نیست که این مطالب را بفهمد. این شخص معنای جود و بخشش را در اعطا می‌داند اینکه این، من باب مثال، این قند را به این اعطا کند جود را در این می‌بیند اما آمدن حاتم طایی پیش شخص را، من باب مثال می‌گوییم، و قند را از او گرفتن این را جود نمی‌بیند این را چه می‌بیند؟ خلاف جود می‌بیند. هان؟ این طوری است دیگر؟ در حالی که اگر انسان به این نکته بخواهد برسد متوجه می‌شود چه بسا قند گرفتن از یک فرد بسیار مشکل تر باشد از قند دادن به یک نفر و آن جود و بخششی که در قبض است یک دهم او در اعطا نیست.