تلازم علم و حلم در عالم حقیقی
5طبیبهای سابق متدیّن بودند، و برای پول هم کار نمیکردند، و لذا ثروتمند هم نبودند. حکیمباشی یک خانۀ بزرگی داشت که یک اطاق بیرونی داشت برای پذیرایی و یک اطاق اندرونی هم داشت که بچّههایش در آن اندرونی بودند. آنها با سواد بودند! و چون با سواد بودند و با مردم نمیخندیدند همه کس پیش آنها میرفت. تا خانمی میخواست با او صحبت کند و درد دل کند، او را دعوا میکرد که: «چرا به نسخه عمل نکردی؟!» چون به علم خودشان هم مغرور بودند؛ تا کسی مخالفت میکرد، سرش داد میکشیدند.
هر جاهلی که در مقابل عالم واقع شود، آن عالمْ تحمّل جهل او را ندارد و یکمرتبه میخواهد آن جاهل را در هم بکوبد!
تلازم علم و حلم در عالم حقیقی
این از قصّۀ حکیمباشی که مثال زدم؛ و الاّ همه اصناف اینطورند.
در روایات زیاد داریم: «عالم آن کسی است که حلم را با علم خود توأم کند.»
روایات زیادی است که: «علمای باللَه کسانی هستند که هر درجهای که علم آنها بالا میرود، صبر و بردباری آنها هم به همان درجه و به همان میزان بالا بیاید.»1 نه اینکه علمش بالا برود ولی حلمش همانجا بماند، و به تمام کائنات با نظر حقارت بنگرد و به همه بد بگوید و تندی و پرخاش کند و عصبانی شود؛ اینطور نیستند!2 امیرالمؤمنین علیه السّلام دربارۀ صفات متّقین در خطبۀ همام دارند:
یَمزُجُ الحِلمَ بِالعِلم؛
«متّقین کسانی هستند که بردباری را با علم ممزوج و مخلوط میکنند.»3 (یعنی علم بدون حلم به درد نمیخورد!)
اینجا داریم:
الحَمدُ لِلَّه علیٰ حِلمِه بعد عِلمِه؛ «حمد اختصاص به خدا دارد که با وجود علم، حلم دارد!»
یعنی با وجود اینکه به عمل و گناه و خطا و نیّت بد انسان علم دارد، او را نمیگیرد و فوراً مؤاخذه و محاکمه نمیکند، و تعجیل به عقوبت نمیکند!
پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: «عجله از شیطان است»
بهطور کلّی عجله کار خوبی نیست؛ در روایت میفرماید: «العَجَلةُ مِنَ الشَّیطان؛4 عجله از شیطان است.»
- رجوع شود به الکافی، ج ١، ص ٣٦، باب صفة العلماء.
- الکافی، ج ١، ص ٣٧:
«عن أبیعبدالله علیه السّلام، قالَ: کان أمیرُالمُؤمنینَ علیه السّلام یَقولُ: ”یا طالِبَ العِلمِ! إنّ لِلعالِمِ ثَلاثَ عَلاماتٍ: العِلمَ و الحِلمَ و الصَّمتَ؛ و لِلمُتَکَلِّفِ ثَلاثَ عَلاماتٍ: یُنازِعُ مَن فَوقَهُ بالمَعصیةِ، و یَظلِمُ مَن دونَهُ بالغَلَبةِ، و یُظاهِرُ الظَّلَمةَ.“»
«امام صادق علیه السّلام فرمودند: حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام میفرمودند: ”همانا برای عالم سه علامت است: علم، حلم و بردباری، و صمت و سکوت. و برای کسی که به تکلّف خود را عالم جلوه میدهد نیز سه علامت: با سرپیچی از برتر از خودش با او نزاع میکند، با غلبه بر کمتر از خودش به او ظلم میکند، و به ستمگران یاری میرساند.“» (محقّق) - نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ١٦٣.
- المحاسن، ج ١، ص ٢١٥.

