توحید در عالم هستی
6پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم میفرمایند {اٌحِبٌّ مِنَ الصّبْيانِ خَمْس يا اَرْبَع}12یکی یبنون و یخربون، اینها دل به دنیا ندارند، شما میبینید صبح تا ظهر بر میدارند باغچه را همه را زیر و رو میکنند گِل درست میکنند پل درست میکنند آسمان خراشهای چند طبقه توی باغچه درست میکنند و کیف میکنند خوشی میکنند دیدید بچّهها وقتی که با هم بازی میکنند چه کیفی دارند؟ اینقدر خوش هستند، اینقدر کیف میکنند وقتی هم میآیند میروند یک لگد میزنند به همهاش خرابش میکنند آن هم کیف میکنند یعنی هم در ساخت کیف میکنند هم در تخریب چرا؟ چون هر دوش دو ظهور خداست، هر دوش را دو ظهور خدا میبیند و برای او فرق نمیکند. ساختن و خراب کردن یکسان است. یک وقتی داشتیم از یکجا میگذشتیم یک [مغازهای] آتش گرفته بود مغازۀ پلاستیک فروشی بود و خیلی هم جنس در آن بود، تو بازار آتش گرفته بود و اتفاقاً من شناختم این شخص را، این آتش سرایت کرده بود به تمام مغازه، آن هم پلاستیک، از دریچّههای این مغازه همین طور سیل وار موّاد مذاب پلاستیکی میریخت توی خیابان و اینها. و این پدر تا آمد چشمش افتاد به این، غش کرد و افتاد! بلندش کردند، دیگر همه چیزش از بین رفت دیگر! پسرش آنجا کف میزد کیف میکرد هورا میکشید ـ یک بچّه چهار پنج ساله داشته آن را هم با خودش آورده بود ـ هورا میکشید دست میزد انگار دنیا را به این دادهاند! بابای غش کرده افتاده، پسر دارد دست میزند، حقّ هم با همین پسره است هآ، آن احمق! خب بدبخت تو دنیا را برای خودت میخواهی یا خودت را برای دنیا؟ تو که غش میکنی و میافتی یعنی خودت را برای دنیا میخواهی! کیف را دارد آن بچّه میکند که رزق و روزیش قطع نمیشود چه مغازه بابا برود یا نرود.
- زهر الربیع، ص ٢٥٩: إنّی احبّ من الصبیان خمسة خصال: الأوّل أنّهم الباکون الثانی علی الترابِ یجتمعون، الثالث یختصمونَ من غیر حقدٍ، الرابع لاَیوَّخِرونَ لغدٍ، الخامس یعمّرونَ ثمّ یُخرِّبون.

