توحید در عالم هستی
10در موقع حجّ انسان باید چکار کند؟ انسان باید بیپیرایه باشد اگر انگشتری دارد برای زینت، باید دور کند. ساعتی دارد برای زینت، باید دور کند. خدا میگوید به اندازه ذرّه المثقالی غیرت من اجازه نمیدهد که غیر از جنبه وحدت که همان مقام ذلّت و تذّلل و عبودیت است در اینجا بخواهد چیزی تسّری بکند، به هیچ وجه، به هیچ وجه. وقتیکه میآئی در حجّ باید تنها بیائی نه اینکه پنجاه نفر دور و برت را بگیرند با سلام و صلوات به عنوان مرجع عظمی دینی که میخواهد بیاید در آنجا، شما وارد شدید، این حجّ نیست این شیطنت است اینها همه تخیلِ، اینها وارد شدن در هوی و هوس و ورود در جهنّم است جهنّم تخیلات! جهنّمِ اِنّیتها! اینها همه اینه، حجّ تنها باید بیائی، حالا رفیقت باهات میآید بیاید ولی تو باید تنها باشی، تو باید در این حجّ تنها باشی کسی دیگر را نباید با خودت بیاوری یعنی در قلبت نباید کسی دیگر را بیاوری. اینجا مقام، مقام عزّت است. اینجا مقام مقامِ غیرت است. اینجا مقام مقامِ کبریائیت است، اینجا مقام مقامی است که غیر را نمیپذیرد و غیر را برنمیگزیند، فقط او باید باقی بماند.
تقریباً دو سال پیش بود که خداوند به ما توفیق داد مشرّف شدیم حجّ، با اهل بیت بودیم. خب چون یک مسائلی بود و یک مشکلاتی بود و اینها، طبعاً خب خیلی از رفقا ـ خدا انشاء الله حفظشان کند ـ اینها درصدد بر آمدند که این مشکلات را بر طرف کنند وقتی که ما سوار شده بودیم و داشتیم میرفتیم برای سوریه که از آنجا برویم برای جدّه، من رو کردم به اهل بیت و گفتم ببین، یک حجّ ابراهیم با اسماعیل میآید انجام میدهد یک حجّ هم ما داریم انجام میدهیم. امّا چون این مسائلی که ما گفتیم گر چه مسائل، مسائل حقّ و واقعی بود امّا خدا میخواست این مسائل به جان ما بنشیند. درست است. مطلب مطلبِ حقّ است و همه کار به دست خداست و [به دست] انسان نیست. امّا خدا میخواست خلاصه به ما نشان بدهد. همانجا من به ذهنم خطور کرد که خلاصه یک مسائلی در پیش است برای این راهی که داریم میرویم و مسیری که داریم به سمت حرمِ مقصود و معبود میرویم یک مطالبی است. خلاصه دربسته و بالجمله به شما عرض کنم کار ما به نحوی واقع شده بود که ما از یک دقیقه بعد از خودمان خبر نداشتیم که چه خواهد شد؟ از یک دقیقه و آنجا من به این کلام سیدالشهداء علیه السّلام رسیدم در وقتی که از بالای مدینه داشتیم میگذشتیم و شب بود به سمت جدّه میرفتیم، چون مسیر شام به جدّه از بالای مدینه میگذرد، در آنجا من به این کلام حضرت رسیدم که الهی اِنّ اختلاف تَدْبیرِک و سُرْعَه طَواءِ مَقادیرِک مَنَعا عبتدَک الْعارِفین بِک عَنِ السُّکونِ الی عَطآءٍ وَ الْیاسِ مِنْک فی بَلآءٍ1 اگر درست گفته باشم ولی مفهوم همینه. خدایا اختلاف تدبیر تو و وحدت در تدبیری که مختصّ به ذات توست و سرعت پیچیدگی مقام قضا و قدر تو و مقادیر تو برای نزول حکمِ مُبرم تو در عالم کثرات اینقدر این زیاد است از یک نظر اختلاف در تدبیر كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ ﴿الرحمن، ٢٩﴾ امروز این، فردا آن، و از طرف دیگر کثرت آن مقادیر و عالم تصادمات و عالم تصادفات و عالم زد و خوردهائی که در قضا کلّی و نزولش در تقدیرهای متّضاد و متشابه برای تأثیر در عالم کثرات است موجب میشود که آن افرادی که به تو عرفان دارند معرفت دارند، اینها از یک عطائیکه تو به آنها کردی دل خوش نشوند و خاطر جمع نشوند از آن عطاء و از آن موهبتیکه تو نسبت به آنها روا داشتی از یک طرف و از طرف دیگر اگر نظر لطف خودت را از آنها برگردانی از تو مأیوس نباشند.
- ١. دعاي عرفه

