توحید در عالم هستی
8در حقّ گلاب و گُل حکم ازلی این بود *** کاین شاهد بازاری و آن پرده نشین باشد بله خیلی عجیب غزلی دارد میگوید که (این مالِ حافظِ)
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل *** باشد که چو وابینی خیر تو در این باشد در حقّ گلاب و گُل حکم ازلی این بود *** کاین شاهد بازاری و آن پرده نشین باشد گُل شاهد بازاری دیگر، گُل شاهد بازاریِ و همه جا میگیرند و [به] دست هم [دیگر] میدهند بو میکنند تشبیه به گل میکنند، این شعرا میآیند محبوبه خود را، صورتش مانند گل میماند، بوی گل میدهد سر و کلّهاش. خدِّ او مانند وَرْد است، تشبیه به گل میکنند دیگر. یکی به ماه خیلی [تشبیه] میکنند یکی هم به گل، گلاب هم باید پرده نشین باشد، میکنند توی شیشه و میگذارند توی قفسه و گنجه و هر وقت که میآیند یک مقداری میریزند به صورتشان تا از آن معطّر بشوند.
خلاصه حافظ میخواهد بفرماید که خداوند متعال همه چیز را خودش به تقدیر و حکمت خود در موقعیت خودش قرار داده، گل باید شاهد بازار باشد و این طرف، حالا چرا این گِل ـ حالا صحبت سر این است، این شعر مال حافظ ـ علیه الرحمه ـ است امّا آن شعری که مرحوم آقا فرمودند مال سعدی است ـ ایشان میفرمودند چرا این این طور شد؟ به خاطر این است که این اوّل تواضع کرد. اوّل آمد گفت بیائید بزنید تو سر من، پاتون را بگذارید روی سر من. کسی پا روی گل نمیگذارد، دیدید نمیگذارد، گُل را محترم میشمارند او را حَرَس میکنند کود میدهند آفات را از بین میبرند هر چه بیشتر به او برسند بوی بهتر و عطر بهتر و جمال بهتری به بار میآورد ولی گِل نه! گِل دیگر، کسی گِل را کاری ندارد گِل، گِلِ دیگر، خاک خاک، آن خودش را پست کرد تا رسید به آن مقام منیع! متوجّهید چی میخواهم بگویم؟ چرا؟ چون در خاک جنبه وحدت است در خاک تعینی نیست. چون خاک جنبه وحدت دارد این چیه؟ این از همۀ تعینات میشود خالیتر مِنْهٰا خَلَقْنٰاكُمْ وَ فِيهٰا نُعِيدُكُمْ وَ مِنْهٰا نُخْرِجُكُمْ تٰارَةً أُخْرىٰ ﴿طه، ٥٥﴾ همه چیز از خاک. این جنبه وحدت است. بچّهها بخاطر همین خاک را دوست دارند چرا؟ چون طبع بچّه به سمت وحدت توجّه میکند قبله نمای بچّه به سمت وحدت توجّه میکند قبله نماش به سمت وحدتِ.

