توحید در عالم هستی
7یبنون و یخربون، فرقی نمیکند برایش، یکی هم بالتّراب یلعبون، با خاک بازی میکند چرا؟ چون خاک تنهاترین مادّهای در عالم است که از همه پستتر و از همه بی تقیدتر و بیتعینتر و مورد لگد هر شخصی، هر کی میآید روی این خاک راه میرود یک لگدی هم میزند، دیدید ما داریم راه میرویم یک لگد میزنیم لگد دوّم میزنیم گام سوّم میزینم یعنی اصلاً ارزشی ندارد حتّی به آب که نگاه میکنیم با یک نظر اعجاب همیشه انسان به آب نگاه میکند به درخت نگاه میکند نظر اعجاب است هیچ وقت شما دیدید به خاک به نظر اعجاب نگاه کنید؟ ها؟ به خاک به نظر اعجاب نگاه بکنید؟ خاک چرا اینقدر محترم است؟ به خاطر اینکه تقیدش از همه چیز کمتر است. تعین در آن وجود ندارد تعین در آن نیست تقید در آن نیست از همه چیز ذلیلتر و پستتر است، از همه چیز.
یک شعری بود که حالا من دنبالش هم میگردم شعر مال سعدی است یک روز [با] مرحوم آقا نشسته بودیم من در یک افکاری بودم و اینها، خب اولیاء و بزرگان، اینها از تمام شراشر وجود انسان خبیرند دیگر، بصیرند دیگر، دیگر نیاز به این چیزها ندارد. تا من در آن فکر رفتم یک دفعه ایشان فرمودند آقا سید محسن این شعر سعدی معنایش چیه؟ ـ البتّه شعر را فراموش کردم رفقا اگر پیدا کردند خیلی ممنون میشویم خودم هم میگردم ظاهراً باید در بوستان باشد چون در گلستان ندیدم ـ شعر به این مضمون است، میدانی چرا گِل تبدیل به گُل شد؟ بین گِل و گُل فقط یک حرکت فاصله است اختلاف است، این کسره دارد و آن ضمّه دارد، چرا؟ چون اوّل خود را گِل کرد، اوّل گِل خود را پست کرد و زبون کرد و مورد لگد همه قرار داد و همه آمدند بهش آب دهن انداختند و همه او را پست شمردند این با این پستی که در خود کرد و آن تغییر ماهوی که در خودش به وجود آورد به واسطه هویتی که داشت و این هویتش عبارت بود از پستی و خواری و ذلّت و تواضع، خداوند متعال او را تبدیل به گُلی میکند که آن گُل باید در شریفترین جا و بهترین جاها و در مطلوبترین موقعیتها قرار بگیرد و همه به نظر اعجاب بهش نگاه کنند.

