در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توحید در عالم هستی

14830
سال 1418
جلسات
نسخه عربی

توحید در عالم هستی

3
  • اگر بخواهیم بین دو چیز معرفت بر قرار کنیم باید بین این دو، اوّل ما اتّحاد در عرفان بجوئیم و پیدا کنیم و تا این اتّحاد در عرفان، محقّق نشود بین این دو معرفت امکان ندارد. شما با یک شخصی برخورد می‌کنید اصلاً این را نمی‌شناسید اگر از شما راجع به حالات او سؤال کنند نمی‌توانید جواب بدهید چون تا بحال با او برخورد نکردید یک مقداری که با او سَر می‌کنید از اسم و لقب و کنیه‌اش مطّلع می‌شوید از شهر و دیارش با خبر می‌شوید تا حدودی به او نزدیک می‌شوید و به واسطه نزدیک شدن، معرفت شما نسبت به او تغییر پیدا می‌کند بعد باز با او رفیق می‌شوید و به واسطه استمرار در رفاقت به بعضی از خصوصیات روحی او پی می‌برید. می‌بینید معرفت شما نسبت به او باز تغییر پیدا کرد چرا؟ چون دارید فاصله را کم می‌کنید. فاصله بین شما و او اوّل زیاد بود یک دیوار چین در قبال شما دو تا قرار گرفته بود و این دیوارِ چین غربت آورد برای شما،‌ این دیوار چین برای شما بُعد آورد شما را از هم دور کرد بین شما و بین او جدائی انداخت وحدت را از میان شما برداشت و به جای او دوئیت آورد به جای او انانیت آورد و به جای او خود محوری و تکاثر آورد این دیوار اگر برداشته بشود این دو نسبت به هم نزدیک می‌شوند همدیگر را می‌بینند ملاقات می‌کنند صحبت می‌کنند برخورد می‌کنند و نسبت به هم معرفت بیشتری پیدا می‌کنند. مولانا در اینجا خیلی خب می‌فرماید.

  • متّحد بودیم و یک گوهر همه***بی سر و بی پا بودیم آن سر همه
  • وقتی که ما در آنجا بودیم در عالم تجّرد بودیم یا به عبارت دیگر در عالم ذَرْ بودیم ما در آنجا همه با هم متّحد بودیم بین ما دیواری نساخته بودند از تخیلات. بین ما سدّی درست نکرده بودند از اوهام. ما در آن دنیا که بودیم همه بر سر یک سفره بودیم و این اختلاف در شاکله، موجب اختلاف در سلیقه و راه نشده بود گر چه تعینات، تعیناتِ متفاوتی بود ولی در آنجا جنبه ظهور حاکم بود نه مظهریت. وقتی که جنبه مظهریت حاکم بشود این اختلافات همه پیدا می‌شود ولی اگر نظر به ظهورِ در مظهر باشد و جنبه ربطی، دیگر اختلاف نیست ولو با تعدّد مظاهر ولو با اختلاف مظاهر.