كیفیّت احاطه و اشراف شیطان بر موجودات و عالم هستى
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللهُ عَلَی سیدنا و نبینا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
بِک عَرَفْتُک و انْتَ دَلَلْتَنی عَلَیک وَ دَعْوتنی اِلَیک و لَو لا اَنْتَ لَمْ اَدْرِ ما اَنْت
عرفان عبارت است از اتّحادِ در اُفق، و وحدت در مرتبه، و الحاقِ در مرحله مشخصّه بین دو شیء.
الآن من در اینجا نشستهام و زید در فاصلهای از من قرار گرفته، در اینجا الحاق معنا ندارد، مرتبه در اینجا معنا ندارد، مرتبه این است که در همان نقطهایکه من نشستهام، در همان نقطه یک شخص دیگری قرار بگیرد. در اینجا منظورم از مرتبه تساوی در سطح نیست، یعنی در همان تحیوص مکانی و در همان تأین ـ با همزه ـ یعنی در آن مکانیکه الآن من خودم در آنجا نشستهام در آن مکان شخص دیگری بیاید [بنشیند]، این را میگویند لحوق، این را میگویند وحدتِ در مرتبه، یک وحدتِ در مرتبه است که بنا بر اصطلاح فلاسفه است و آن عبارت است از دو حیثیتِ وجودی و دو امر موجودی که در یک نقطه از سلسله طولیه وجودیه قرار میگیرد.
ما عوالم متفاوت و مختلفی داریم، از مقام مشیت الهیکه تنزّل کنیم به اسماء و صفاتِ کلیه، بیائید پائینتر همینطور، این اسماء و صفات کلیه الهیه در هر مرتبهای از عالم وجود بر حسب افتراق و ابتعادشان از مبدأِ فیاض که قرار بگیرند یک مرتبه را تشکیل میدهند از جهت مظهریت، و یک مظهر به وجود میآورند، عالم ملائکه دارای مراتب متفاوتی است، قطعاً آن مقام افتراقی که در جایگاه جبرائیل و حضرت عزرائیل و اسرافیل هست ملائکۀ مادون در یک همچنین جایگاهی نیستند. تجلّ اسماء کلیه الهیه در ملائکۀ مقرّب قویتر است از اسماء جزئیه که ملائکۀ مادون باشد و هَلُمَّ جَرّا بیائیم پائینتر تا اینکه به عَدْنَ العَوالِمْ واَظْلَمُ العَوالِمْ که عالم طبع و عالم مادّه است برسیم، این تجلّی اسماء الهیه همینطور به واسطه ابتعادِ از آن مبدأ، دچار ضعف میشود و ضعفِ آنها مراتبِ طولیه وجودیه را تشکیل میدهد این یک اصیطلاح مرتبی است که در اصطلاح عرفاء و اهل حکمت وجود دارد. منظور از مرتبهای که در اینجا ما عرض میکنیم این نیست.

