توجه به امور اعتباری و کثرات مانع رشد سالک
7حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه السّلام داشت از یک جا میگذشت، دید یک سگی افتاده، مُرده، مُتعَفّن، در روایات آمده، یکی گفت چرا اینطور؟ یکی گفت چرا آن طور؟ حضرت رو کرد و فرمود ببینید چه دندانهای سفید و قشنگی دارد! این را میگویند سلوک، حضرت عیسی دارد سلوک را به شاگردانش یاد میدهد .
من در اینجا اعتراف میکنم که ما درست نقطۀ مخالف سلوک را در این مدّت در پیش گرفته بودیم یعنی سلوک به این طرف میرود، ما درست از آن طرف مخالف داریم میآئیم. سلوک به سمت صداقت دارد میرود ما قشنگ به سمت کذب و دروغ میآئیم، سلوک به سمت وحدت دارد میرود ما درست در سمت اختلاف داریم میآئیم، سلوک به حفظ و امانت داری میرود ما درست بر خلاف و اِفشاء سرّ داریم میآئیم، سلوک بر حفظ آبرو....، همۀ اینهایی را که عرض میکنم روی مبنای سلوک، فرصت نداریم یکی یکی روی آنها بحث کنیم، مبنا این است، مبنای سلوک این است به قول مرحوم آقای انصاری، از ایشان سؤال کرده بودند که سلوک چیست؟ فرموده بودند عمل به احکام خمسه، وجوب و حرمت، کراهت و استحباب، این را میگویند سلوک. اینِ قضیه. نشستن و یا هو کشیدن و دعای جوشن خواندن و یونسیه و لا اِلهَ الا الله و سرّ و قلب و ظاهر و لسان، اینها همهاش مقدّمه برای رسیدن به این مبانی است.
اگر صد سال من یونسیه بگویم و در عمل بدنبال اختلاف باشم آن یونسیه من پشیزی ارزش ندارد و اگر هزار سال به نماز شب برخیزم و این نماز شب تأثیری در یکرنگی و همگونی و هماهنگی بین من و بین دیگران ایجاد نکند آن نماز شب با عدمش یکسان خواهد بود. این معنا، معنای سلوک. سلوک عبارت است از تحقیق مبانی اَصیلِ فطرت در وجود انسان، انسان این مبانی را در وجود خودش محققّ کند. واقعاً نقطه ضعف رفیق را برای خودش نقطه ضعف ببیند نه اینکه منتظر باشد یک نقطۀ ضعفی بگیرد، این را نگه میدارد توی پرونده، نگه داریم، صبر کن یکسال دیگر این را من رو میکنم، و از شما سؤال میکنم و از خودم، مگر انسان و بشر بینقطۀ ضعف هم میشود؟ شما یک نفر را به من نشان بدهید که این هیچ نقطه ضعفی نداشته باشد، من همین الآن این ادّعا را میکنم، الآن غیر از وجود حضرت بقیه الله، یک نفر را بیاورید، همین جا جلو میگذاریم آیا نقطۀ ضعفی دارد یا ندارد؟ همه ما یکسانیم در این قضیه، حالا یکی زیاد دارد یکی کم دارد.

