توجه به امور اعتباری و کثرات مانع رشد سالک
6آیا بزرگان به ما این دستورها را دادند؟ و ما طبق روش آنها داریم عمل میکنیم؟ این همه در روایات، در شرع، وارد شده سِرِّ برادر مؤمن را انسان باید نگه دارد آبروی برادر مؤمن را نباید ببرد برادر مؤمن را نباید پیش مردم خراب کند، اگر یک کاری هم کرد باید چه کار کند، آیا معنایش این است؟ واقعاً معنای این حرف اینی است که ما داریم عمل میکنیم؟ فلان کس این کار را کرده ده سال پیش، فلان کس این کار را کرده امسال، خب شما چه کار کردی؟ اگر من بیایم این حرفها را بزنم [و] یکی بیاید جلوی من را بگیرد [و بگوید] جناب آقای آسید محسن شما خودت چکار کردی؟ آیا شما خودت از این مسائلی که داری عیب دیگران را میگویی مُبَرّاء هستی؟ واقعاً من مُبرّاء هستم؟ وقتی که من خودم را مبرّاء نمیدانم پس دهانم را ببندم، حدّاقل دهانم را ببندم.
این روایاتی که داریم که اگر سرّ کسی را کسی فاش کند خداوند سرّ او را فاش میکند، بنده نتیجه عملی این روایات را در این مدّت دو سال به چشمم دیدم، به همین دو چشم ظاهر دیدم، نه باطن. دیدم افرادیکه اسرار برادر مؤمنی را فاش میکنند، چیزی که کسی خبر ندارد، سرّ خودشان فاش شد پیش دیگران. این روایات، جانِ من، روایات سلوکی است، دستورات شرع....، ما خیال میکنیم سلوک یک معنای عجیب و غریب و تافتهی جدا بافته و یک مسائل پیچیده و فلانی است. وقتی کسی سالک میشود حسابش از مردم جدا میشود کتابش جدا میشود یک سر و گردن از بقیه بلندتر میشود دیگر به شریکش نباید نگاه کند، به غریبه، بقّال، قصّاب محلّ، نانوا فلان این حرفها، دیگر نباید نگاه کند، ما دیگر سالک شدیم، نه جانم این حرفها نیست.
سالک عبارت است از دل پاک، دل بی غلّ و غش، این را بهش میگویند سالک، سالک عبارت است از حفظ اسرار مردم، سلوک عبارت است از نگه داشتن آبرو و حیثیت مردم، سلوک عبارت است از وحدت و عدم اختلاف، سلوک عبارت است از انسجام، سلوک عبارت است از گرمی و مودّت، سلوک عبارت است از عمل کردن به آنچه بزرگان به ما توصیه میکردند. اینها را سلوک میگویند، اینها را میگویند سلوک. حالا ما چه کار میکنیم؟!

