در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اساس مكتب عرفان مبتنی بر مبانى منطقى وعقلى

14219
سال 1418
جلسات
نسخه عربی

اساس مكتب عرفان مبتنی بر مبانى منطقى وعقلى

7
  • علّت اینکه مرحوم آقا ـ رضوان ‌الل‍ه علیه ـ جلوی این قضیه را گرفته بودند در زمان حیات خودشان، برای این جهت بود که نمی‌خواستند سُلاّک بیافتند تو این مسائل. هی مثل یک سیب گاز بزنند بیندازند کنار، این چیز بکنند بیندازند کنار. احکام شرع همه بر اساس مصلحت است. احکامِ شرع بر اساس منافع است. یک وقتی یک زنی است این زن نیازمندِ، من بارها این قضیه را گفتم، نیاز دارد، اصلاً نیاز به انسان هم برنمی‌گردد، گاهی یک زنی است خود آن زن نیاز دارد اینهایی که شوهرهایشان از دنیا می‌روند فوت می‌کنند طلاق می‌گیرند، به عللی شوهرشان را از دست می‌دهند یا شوهر برایشان پیدا نمی‌شود اینها باید همینطور بمانند؟ همینطور واقعاً بمانند؟ همانطوری که باید انسان نسبتِ به رفع نیازات مادّی اگر فقیری را می‌بیند اقدام کند و در بعضی مسائل واجب است، همینطور برای شخصی که مقدورِ و مشکلی پیش نمی‌آید و از هر جهت برای او مسأله‌ایی نیست و خود او هم احساسِ نیاز می‌کند نسبت به این مسأله، باید نسبت به این قضیه هم اهتمام داشته باشد، این در صورت نیاز است نه اینکه انسان بیاید بطور کلّی هدف را وارد شدن در این مسائل و در این عالم شهوات قرار بدهد و هی برای خودش نیاز بتراشد، من نیاز دارم من نیاز دارم من... کجا نیاز داری؟ هیچ نیاز هم نداری، زن به این خبی داری دیگر چه خبرت است؟ زن به این خوبی داری چه خبرت است؟ نیاز یعنی چه؟ برای همین مرحوم آقا می‌فرمودند که به دنبال این مطالب نباید رفت و ایشان اجازه نمی‌دادند.

  • چون انسان باید بالا برود. خب مردم می‌روند این کارها را انجام می‌دهند خب خیلی‌ها انجام می‌دهند، مردم عادّی که این مسائل را ندارند این گرفتاری ما ها را ندارند و اینها فرض بکنید سرشان به کار خودشان است، اینها بروند انجام بدهند. مشکل و مسأله برای کسی است که می‌خواهد از عالم حیوانیت بیرون بیاید، این مشکل پیدا می‌شود. مشکل برای کسی است که می‌خواهد فکرش را از این مسائل بیرون بیاورد، اینجا مشکل پیدا می‌شود امّا مردم عادّی دنبال این حرفها هستند خب باشند، خب شرع هم اشکال نکرده، شرع اشکال نمی‌کند جایز می‌شمارد امّا آن سالکی که فکرش باید به دنبال هدف باشد آن سالک چطور می‌تواند برای خودش....؟ از آن طرف هم خب می‌دانیم دیگر نفس انسان یک نفسی است که به یک چیزی وقتی عادتش دادی عادت می‌کند. اگر عادت دادیم به این مسائل و مزه‌اش رفت زیر زبان، دیگر در نمی‌آید. بعد خود همین برایش می‌شود یک نیاز، می‌شود یک نیاز.