اساس مكتب عرفان مبتنی بر مبانى منطقى وعقلى
6بناءً علیهذا اگر ما دیدیم انسانی میل به غذا برای او هست یعنی توجّه به غذا دارد، این توجّه به غذا باید بدانید که این توجّه چی؟ محلِّ اشکالِ، یعنی یک انسان، من نمیخواهم بگویم که انسان باید خشک باشد و خیلی همچنین جامد و نان و سرکه و اینها بخورد، نه، گاهی اوقات انسان غذا را که میخورد یعنی عمده و هدف برای رسیدن موادّ لازم به بدن است برای ادامه حیات و بقاء، آن وقت در بعضی اوقات خب ممکن است انسان اصلاً اشتها نداشته باشد خب میگویند یک غذای خوشمزهایی بخورد برای این جهت، امّا هدف چیست؟ صحبت در این است. هدف رساندن موادّ لازم است به بدن یا هدف نفسِ خود غذا است؟ این مسأله است. آیا هدف رفع نیاز شهوانی است یا هدف نفسِ خود شهوتِ؟ این مهمّ است. خداوند انسان را شهوانی خلق نکرده که هی مانند یک سیب، یک گاز بزند و بیندازد کنار، نه، رسیدن به مراتب کمال، این لازمهاش این است که انسان در این دنیا اختیار اهل بکند ولی صحبت در این است [که] یک وقتی همین اختیار اهل موضوع میشود یعنی طرف، تمام همّتش را میگذارد روی این قضیه، خب این یعنی چه؟ این یعنی چی؟
چطور ممکن است که یک نفر فرض کنید من باب مثال سالک باشد امّا همه فکر و ذکرش فقط و فقط این قضیه باشد؟ یک وقتی برای رفع نیاز است، درست مثل اینکه انسان دوا میخورد، دارو میخورد، دوا و دارو برای رفع نیاز است برای رفع احتیاج است، برای رفع احتیاج انسان دارو میخورد که از مرض بیرون بیاید و صحیح بشود حالا اگر آمد و صحیح شد باز هم دارو میخورد؟ خب این دارو مریضش میکند. قرض استامینوفن این قرص برای رفع سرماخوردگی است کسی که تب داشته باشد میگویند این قرص را بخورد چی؟ خب میشود. حالا اگر شما آمدید بیست تا از این قرصها را خوردید کبدتان از کار میافتد و میمیرید. میروید در کما و غش میکنید بعد هم میمیرید، بیست تا دانه. یکی سمومات سموم استامینوفن است دیگر، مسمومیت استامینوفن. هر چیزییک حدّی دارد اگر از آن حدّ تجاوز بشود با اصل آن طریق و شاکله انسانیت منافات پیدا میکند. لذا سالک باید در مسأله ازدواج و تأهّل به ضرورت و احتیاج، همیشه فکر کند. آیا احتیاج و ضرورت برای او هست یا نیست؟ اگر هست، ضرورت، خودش را هم نباید گول بزندها، آدم میتواند کلاه خودش را قاضی کند. یک سالکی که به دنبال علم و معرفت و کمال است آمدن در این مسائل، آمدن در حیوانیت است، آمدن در بهیمیت است سقوطِ از مرتبه رفعت به حضیض ذلّت است. بله! در صورتی که نیاز داشته باشد احتیاج داشته باشد این باید تأهّل اختیار کند. مثنی و ثُلثَ و رُباعَ دوتا، سه تا، چهارتا، ده تا، بیست تا، صدتا، هر مقدار، صحبت در چی؟ نیازِ، نیاز حدّ یقفی ندارد امّا نباید خودش را گول بزند بگوید که من نیاز دارم، هی برود متعه کند!

