اساس مكتب عرفان مبتنی بر مبانى منطقى وعقلى
5نفس آدمی برای کسب معارف خلق شده. دیشب عرض کردم هر وقت ما دیدیم که نسبت به کسب معارف احساس کسالت کردیم آن موقع مریض شدیم ولی اگر نسبت به یک غذایی احساس کسالت کردیم، نه! مریض نیستیم چرا مریض باشیم؟ نسبت به یک طعامی احساس کسالت کردیم، نه، مریض نیستیم چون غذا وسیله است، وسیله است، درست مثل کفش میماند. شما وقتی که بخواهید در حیاط منزلتان راه بروید کفش که نمیپوشید دکمههایش را ببندید، یک دمپایی است توی راهرو میگذارید میروید توی حیاطتان، یک وقتی باران میآید با دمپایی بیرون نمیآیید باید با کفش و اینها بیایید بیرون، برف میآید باید یک کفشی بپوشید که گرم باشد، تابستان دمپایی میپوشید، این یک وسیله است برای چی؟ برای گذران شما و برای حرکت شما و مشی شما در نقاط مختلف و در مراحل متفاوت. غذا هم یک وسیله است، خود غذا یک وسیله است. امروز انسان از این غذا خوشش میآید از او خوشش نمیآید، فردا همینطور و این برای چیست؟ برای این است که خداوند انسان را مادّی خلق نکرده، انسان را ملکوتی خلق کرده و غذای ملکوت علم است غذای ملکوت عرفان است ولی چون حیوان مادّی خلق شده، غذای او هم متناسب با خلقت او در نظر گرفته میشود. علف باید بخورد، آب باید بخورد چون در عالم حیوانیت است اطفاء شهوت باید بکند، ولی انسان اینطور نیست.
لذا مرحوم آقای حدّاد ـ رضوان الله علیه ـ میفرمودند: که در خلقت انسان شهوت قرار داده نشده، میل به دنیا قرار داده نشده، این مسأله اشتباه نشود که در انسان شهوت نیست، نه، در انسان شهوت است در انسان میل به طعام است میل به غذا هست در انسان میل به همنشین و مصاحبِ، در انسان میل بر رفیق است در انسان میل به اجتماع است، انسان مدنی بالطّبع است یعنی میخواهد در اجتماع باشد ولی تمام اینها برای رسیدن به کمالشِ، امّا آن جناب فرض کنید که من باب مثال گوسفند که میخواهد از این علفها بخورد و هی بخورد و هی بخورد که وزنش به هشتاد برسد خب برای چی؟ این میخواهد بخورد چاق بشود دیگر، هی میخواهد بزرگ شود دیگر، بعدش چی؟ بعد سرش را ببرند انسان تناول کند او را، این برای این است دیگر. امّا این جناب گوسفند در هشتاد سالگی یک حیکم و فیلسوف میشود؟ این در هشتاد سالگی یک فقیه میشود به واسطه خوردن این علفها؟ نه! [با آن موقعی] که از شکم مادرش بیرون آمده هیچ تفاوت نمیکند. بر طبق غریزهای که خدا در او قرار داده، این میآید از شیر مادر، از پستان مادر میخورد و بعد بر طبق همان غریزه آن علفهایی که برایش مفیدِ میخورد آن علفهایی که مضّرِ نمیخورد این غریزه است، و تا اینکه بزرگ میشود و بزرگ میشود و بعد هم او را میآورند بسم الله.

