در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اساس مكتب عرفان مبتنی بر مبانى منطقى وعقلى

14219
سال 1418
جلسات
نسخه عربی

اساس مكتب عرفان مبتنی بر مبانى منطقى وعقلى

4
  • عبارتی مرحوم آقای حدّاد داشتند ـ که خیال می‌کنم البتّه به طور ابهام و اجمال به نظرم الآن می‌رسد که مرحوم آقا هم در یکی از کتابهایشان نقل کرده‌اند ـ مرحوم آقا حدّاد این را می‌فرمودند: من هم خودم از ایشان شنیدم این را، که می‌فرمودند: خداوند متعال انسان را شهوانی خلق نکرده، انسان را عقلانی خلق کرده. یعنی انسان عقلانی است نه شهوانی ولی حیوان شهوانی است یعنی چی؟ یعنی آن مسائلی که درون نفسِ انسان است و خداوند متعال انسان را روی این مسائل خلق کرده، آن اصلِ اوّلی روی خلقت انسان، جهت عقلانی بودن است نه اطفاء شهوت کردن و نه خوردن و خوابیدن، این نیست، یعنی اگر در مخیله یک انسان، انسان‌ها! نه حیوان! اینهایی که ما می‌بینیم حیوان هستند، منتهی حیوان «لَهُ انواعٌ و اَصنافٌ» حیوانِ‌ چهارپا داریم، حیوان سه‌پا داریم، حیوان دوپا داریم. بی‌دست‌وپا داریم، اینها حیوانات‌اند، دیشب عرض شد که خداوند متعال می‌فرمایند: {اولئِك كالانعام بَل هُمْ اضلّ} خداوند به اینها می‌گوید حیوان، یعنی خداوند متعال اصل اوّلی در انسان را، عقلانی بودنِ انسان قرار داده و با قاعده «حقیقه الشیء بِصورَتِهِ لا بِمادَّتِهِ» حقیقت هر شیء، آن جنبه متمایز بین او و بین سایر انواع اوست که همان صورت نفسیه و ذاتیه اوست نه آن مابه الأشتراک بین او و بقیه. انسان دارای عقل است جهت اوّلی برای انسان عقل است.

  • حالا چرا خدا در انسان شهوت قرار داده؟ به خاطر اینکه اگر این حالت نبود ازدیادِ نسل نبود. فرض بکنید که یک شخصی را اخته‌اش کنند خواجه کنند این دیگر اصلاً میلی به جنس مخالف ندارد و نسل از این قطع می‌شود. پس بنابراین بقاء نسل مشروطِ به این قوّه و غریزه است. چرا خداوند انسان را جوری خلق کرد که میل به غذا دارد؟ چون اگر غذا نخورد می‌میرد، ولی صحبت در این است غذا برای انسان واسطه است یا اصل است؟ فرع است یا اصل است؟ بهانه است یا موضوعیت دارد؟ ما غذا را برای چه می‌خوریم؟ برای نفسِ غذا می‌خوریم؟ برای مزه‌اش می‌خوریم؟ برای کیفی که از این غذا [می‌بریم] می‌خوریم؟ این است؟ اگر اینطور است [که] با حیوانات فرقی نکردیم! با حیوانات چه فرقی داریم؟ یک حیوان درنّده به دنبال طعمه لذیذتر می‌گردد شما یک گربه منزل را نگاه کنید اگر چند جور غذا در مقابل او باشد می‌رود کدام را می‌خورد؟ آنکه لذیذتر است دیگر، برایش لذیذترِ. یک حیوان وقتی یک حیوان دیگری را شکار کند اوّل سراغِ کجاش می‌رود؟ سراغ اعماء و احشاءاش می‌رود دیگر، بعد وقتی که از او فارغ شد می‌آید سراغ گوشتش و اینها را می‌آید [می‌خورد] چون به دنبال لذیذتر می‌گردد چرا؟ چون خلقت حیوان برای همین است. خلقت حیوان برای خوردن و اطفاء شهوت کردن است. امّا خلقت انسان برای این نیست و آنچه که در انسان قرار داده شده، وسیله و بهانه برای ادامه زندگی است. گاه‌گاهی آدم به فکر می‌افتد ها، به فکر می‌افتد اگر یک قرصهایی درست بشود آدم هر بیست و چهار ساعتی یکی از این قرصها را بخورد دیگر این قدر دهانش نجنبد. آدم راست راستی گاهی به فکر [می‌افتد]، آخر این چی که آدم ظهر بخورد؟ شب بخورد؟ صبح بخورد؟ فرض بکنید که بجای همین غذا خوردن، یک ساعت ظهر، یک ساعت شب و نیم ساعت صبح، این دو ساعت و نیم آدم فرض کنید من باب مثال مطالعه بکند درس بخواند، یا اینکه غذا بخورد، این چه چیزی دارد؟ ودیده شده ها! بعضی‌ها که یک مدّتی ترک بعضی از انواع غذاها و اینها را کردند این اصلاً دیگر نسبتِ به آن غذاها اشمئزاز برایشان پیدا می‌شود اصلاً بدشان می‌آید، اینهایی که فرض کنید ترک گوشت و اینها را می‌کنند، به خام خواری و اینها می‌پردازند بعد از یک مدّتی از گوشت و اینها بدشان می‌آید، اصلاً بدش می‌آید اشمئزاز پیدا می‌کند. واقعاً بدش می‌آید و راست هم هست و باید هم بدش بیاید چرا؟ چون نفس او برای خوردن گوشت و امثال گوشت خلق نشده که نخوردن مخالف با فطرت باشد و مخالف با شاکله نفس باشد، نه.