در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اساس مكتب عرفان مبتنی بر مبانى منطقى وعقلى

14219
سال 1418
جلسات
نسخه عربی

اساس مكتب عرفان مبتنی بر مبانى منطقى وعقلى

3
  • پس بنابراین مقتضای غریزه و فطرت انسان، طلب معرفت است بدنبال معرفت رفتن و رفع جهالت کردن است، این مقتضای غریزه انسان است. انسانیت انسان این اقتضاء را می‌کند انسانیت انسان اقتضای طلب معارف را می‌کند. یعنی چون انسان، انسان است به دنبال معرفت می‌گردد. حیوان هیچ وقت دیدید دست از طلب روزی و دنبال علف و گندم و اینها رفتن بردارد؟ تا حالا دیدید؟ یک گوسفندی یک بزی را شما در یک چراگاه رها کنید و این همینطوری سر جای خودش بایستد؟ هیچ وقت اینکار را نمی‌کند. اصلاً منتظر این است که یک چراگاهی پیدا کند و به دنبال علف برود چرا؟ چون حیوان خلقش برای علف و برای این مسائل است. خلقت حیوان برای همین است و حرکت به سوی علف مقتضای طبع اوست. خدا هیچ وقت از او نمی‌آید و سؤال نمی‌کند که چرا آمدی علف خوردی؟ چرا آمدی علف همسایه را خوردی؟ چرا آمدی علف ارمنی را خوردی؟ علف یهودی را خوردی؟ این حرفها را نمی‌فهمد. این حرفها سرش نمی‌شود.

  • مقتضای طبع حیوان، به دنبال اِطفاء شهوت رفتن است. این مقتضای طبع اولیه است. به دنبال توالد و تناسل است. یعنی خداوند متعال حیوان را بر این وَتیره خلق کرده که فقط به شکم و به مسائل دیگر بپردازد. لذا کسی هم بر او باکی نمی‌گیرد که چرا شما این کار را انجام می‌دهی؟ چرا آن کار را انجام می‌دهی؟ نه! اصلاً حیوان برای همین است، اگر خلاف‌اش را انجام بدهد شما تعجّب می‌کنید. این آب الآن سیلان دارد، میعان دارد وقتی شما این آب را رها کنید در روی زمین هر خلل و فُرُجی پیدا کند داخلش می‌شود. اگر زمین نرم باشد داخل زمین می‌شود، سفت باشد حرکت می‌کند می‌رود از این سوراخ ردّ می‌شود از آن سوراخ ردّ می‌شود همینطور به مسیر ادامه می‌دهد، چرا؟ چون طبع آب میعان دارد طبع آب سیلان دارد لذا حرکت می‌کند و می‌رود و کسی هم بر او اعتراض نمی‌کند که شما چرا آمدید اینجا؟ چرا آنجا نرفتی؟ چرا اینجا نرفتی؟ می‌گوید طبع من این است. خدا من را اینطور درست کرده، خدا من را مایع خلق کرد و من به مقتضای فطرتم دارم حرکت می‌کنم و کسی بر من ایراد نمی‌تواند بگیرد.