در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اساس مكتب عرفان مبتنی بر مبانى منطقى وعقلى

14219
سال 1418
جلسات
نسخه عربی

اساس مكتب عرفان مبتنی بر مبانى منطقى وعقلى

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • و صلَّی‌ اللهُ عَلَی سیدنا و نبینا أبی‌القاسم مُحَمّدٍ

  • و علی آله الطّیین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ

  •  

  •  

  • «بِک عَرَفْتُک وَ اَنْتَ دَلَلْتَنی عَلَیک وَ دَعَوتَنی اِلَیک وَ لَوْ لا اَنْتَ لَمْ اَدْرِ ما اَنْت»

  • عرض شد که انسانیتِ انسان اقتضای عرفان را می‌کند. اقتضای معرفت را می‌کند. یعنی شاکله انسان به لحاظِ انسانیتی که دارد، به عبارت دیگر به مقتضای تَعَنْوُنِ او به این عنوان، این اقتضاء می‌کند به دنبال معرفت بروند. به خلافِ سایر موجودات که اینها اقتضای عرفان را ندارند، ‌اقتضای معرفت را ندارند، چون خداوند متعال بواسطه آن حقیقتی که عبارت است از قوّه عاقله کلیات، و مُدرکِه کلیات که در وجود انسان قرار داده، البتّه این قوّه در مرحلّه فعلیت در همه جهات نیست بلکه بواسطه تزکیه و علم، مراتب استعدادِ این قوّه یکی پس از دیگری به منصه ظهور می‌رسد و با هر فعلیتی که پیدا کند راه برای فعلیتِ بعدی هموار می‌شود. درست مثل نطفه می‌ماند. نطفه یک مرتبه تبدیل به ثُمَّ أَنْشَأْنٰاهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبٰارَكَ اَللّٰهُ أَحْسَنُ اَلْخٰالِقِينَ ﴿المؤمنون‌، ١٤﴾ نمی‌شود. بلکه نطفه باید از نظر فعلیت متبدّل به عَلَقه بشود و بعد از اینکه فعلیت عَلَقه در او پیدا شد استعدادِ فعلیتِ مُضغه در او پیدا می‌شود و بعد که فعلیتِ مُضغه را پیدا کرد استعدادِ عِظام برای او پیدا می‌شود و بعد همینطور تا اینکه برسد به آن مرحله‌ایی که ثُمَّ أَنْشَأْنٰاهُ خَلْقاً آخَرَ باشد.

  • عقل انسان هم دارای مراتبی است. عقل یک بچّه قطعاً از نقطۀ نظر ادراک کلیات و تشخیص مصالح و مفاسد مانند عقل یک جوان بیست ساله نیست. عقل یک جوان بیست ساله مثل عقل یک مرد متوسّط چهل ساله نیست و او هم همینطور، همینطور عقل یک شخص جاهل از نظر استعداد به مقدار یک شخص عالم نیست. عقل یک شخصی که دارای تجربه نیست به مقدار عقل شخصی که دارای یک تجربۀ پنجاه ساله در یک مطلب هست قطعاً نیست. اینها مراتبِ‌استعداد و فعلیت عقل است و همینطور عقلِ یک فردی که از نقطه نظر معرفت و علمِ به حقایقِ امور، در مرحله ابتدایی قرار دارد به مقدار شخصی که مراحلی را طی کرده نیست تا اینکه آن امر به مرحله فعلیت تامّه برسد که عقل بِالْمُستَفاد است.