معرفت به خدا به واسطه خود خدا
7کی میگفت؟ یک کسی چند روز پیش بود، شما بودید یا شما بودید؟ این جناب صدام حسین، ایشان به وزرایش دستور داده بود که همه وزنشان را باید هفتاد بیاورند؟ شصت بیاورند؟ شصت که خیلی لاغرست، گفتش ما وزیر پک و پهن نمیخواهیم! وزیری که صد کیلو وزنش باشد دویست کیلو، این وزیر که نمیتواند راه برود! و بیچاره این وزراء افتاده بودند به رژیم، رژیم بگیر خلاصه وإلاّ....! ایشان این طور میفرمودند! میگفتند که تهدید به خلع کرده بود که باید از وزارت خلع بشود! خب پس معلوم میشود وزن زیاد ارزش نیست. این وزنِ زیاد، قیمت ندارد. بله این وزنِ زیاد قیمت دارد در جای خود، شما یک گوسفند میخواهید بخرید، هر چه گوسفند بزرگتر باشد چون منظور از أغنام و أحشام، استفادۀ از لحمِ، خب این در اینجا ارزش به این است که چاق باشد.
میگفت ما نمیدونیم شما به عشق چی صبح از خواب پا میشوید؟ کسی که تریاک نمیکشد اصلاً برای چی بلند میشود از خواب؟ یعنی همۀ فکرش ذکرش و خصوصیات ذهنش، ارزشش این است که آن تریاک را بکشد، آن غنیمت است. این ارزش و قیمت او همانی است که از شکمش خارج میشود. خب در مزمار امتیاز و ارزش، ازدیاد وزن میبینید در اینجا فایده ندارد و به درد نمیخورد. این ازدیاد وزن، مفید بودنش برای موارد خاصِّ، برای غَنَمِ که از آن استفاده کنند. برای بَقَر است که از لَحم او استفاده بشود. امّا همین ازدیاد وزن برای بعضی از حیوانات هم ما میبینیم ضد ارزش است و خلافِ ارزش و قیمت است. فرض کنید که یک سگ شکاری این حُسنش به این است که وزنش زیاد نباشد سگِ شکاری و کلب صید، این حُسن کلبِ صید این است که نحیف باشد تا بتواند بِدَوَد بتواند سرعت داشته باشد امّا اگر یک سگِ شکاری هِی به او غذا بدهند هی این چاق بشود خب نمیتواند دنبال آهو بدود و بگیره. خب این مربوطِ به وزن که در اینجا اشتراک بینِ انسان و بینِ حیوان، این اشتراک خصوصیت تمایز به واسطه وزن نمیتواند باشد چون وزن چیز بیفایده و غیر مفید و بلکه مضرّ است. نه تنها غیر مفید بلکه مضرّ است. شخصی که سمین است انواع أمراض برای او پیدا میشود. تنگی عروق برای او پیدا میشود. ضیقِ عروق برای او پیدا میشود. فشار خون برای او پیدا میشود. کسالت قلبی برای او پیدا میشود. کسالت کلیوی برای او پیدا میشود. اینها همه برای چیه؟ برای سمین بودنِ. و مرتّب خب انسان باید....

