در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معرفت به خدا به واسطه خود خدا

15089
سال 1418
جلسات
نسخه عربی

معرفت به خدا به واسطه خود خدا

5
  • مسأله سوّمی که در اینجا حضرت می‌فرماید این است که چرا تو باید واسطه باشی؟ و این خیلی سؤال، سؤالِ مهمّی است! چرا تو باید واسطه برای این عرفان باشی و غیر و شخص ثالث نمی‌تواند واسطه باشد؟ ما در عرفان که پیدا می‌کنیم همیشه کمک می‌گیریم، بطور کلّی در شبانه روز ما همیشه کمک از غیرست، می‌خواهیم معرفت پیدا کنیم به فلان علم، معرفت پیدا کنیم به خصوصیات بدن آدمی، خب لازمه‌اش این است که از کتاب کمک بگیریم، از استاد کمک بگیریم از شخص خبیر نسبت به این مسائل کمک بگیریم، ‌می‌خواهیم عرفان پیدا کنیم معرفت پیدا کنیم شناخت پیدا کنیم نسبت به أرض و طبقاتُ الأرض، باید از علومی که مربوط به طبقاتُ الأرض کمک بگیریم، از استادی که در این زمینه تجربۀ کافی داره مساعدت و کمک بگیریم. خب در تمام مسائل، همه کمک گرفتنِ از غیر است، از غیر انسان باید کمک بگیرد برای رسیدن به این هدف، برای رسیدن به این غایت. ولی در خصوصِ پروردگار حضرت می‌فرماید: «بِک عَرَفْتُک» من از تو فقط باید کمک بگیرم برای رسیدن به تو و برای رسیدن به معرفتِ تو، غیر نمی‌تواند مرا در این راه کمک کند. چرا اینطور است؟ این علتش چیست؟ چرا غیر نمی‌تواند کمک کند؟

  • چون اگر به اندازه سر سوزنی غیر کمککند این انحصارِ «بِک عَرَفْتُک»..... چون تقدّم جارو مجرور بر«عَرَفْتُک» این افاده انحصار می‌کند دیگر بر لسانِ اهل ادب، یک وقت می‌گوییم «عَرَفْتُک بِک» یک وقت می‌گوییم «بِک عَرَفْتُک»، این افاده انحصار و تخصیص می‌کند، یعنی معرفت من به تو فقط به واسطه توست کسی دیگر نمی‌تواند مرا در اینجا کمک کند. این نکته اگر برای ما حلّ بشود دیگر خیلی خلاصه هنر کردیم، این قضیه که چرا حتّی استاد هم نمی‌تواند کمک کند؟ چرا حتّی پیغمبر هم نمی‌تواند کمک کند؟ چرا حتّی رفیق هم نمی‌تواند کمک کند؟ لِمِّ این مسأله خلاصه إعجاز حضرت سجّاد است. البتّه خب به طبق فهممان و إلاّ ما کجا و فهم حضرت سجّاد کجا؟ واقعاً خنده‌دار است. یکی از فُکاهی‌ها این است که ما بیاییم کلامِ حضرت سجّاد را ترجمه کنیم، این از جُک‌های معروف روزگار می‌شود به حساب بیاید. خب دیگر حالا آن بزرگواران به بزرگواری خودشان به ما می‌بخشند، باشه عیبی ندارد این بچّه‌ها بیایند با الفاظِ ما وَر بروند با عباراتِ ما وَر بروند عیبی ندارد. می‌گویند که ادب نشانه علم است و [حکایت] از علم می‌کند و کسی که علم ندارد خب ادب هم ندارد. حالا ما جسارت می‌کنیم چون علم نداریم ناقص هستیم خلاصه در حول و حوش کلام حضرت سجّاد صحبت می‌کنیم.