معرفت به خدا به واسطه خود خدا
3پس انسان در این راه سیر و سلوک چرا نیاز به استاد دارد؟ خُب حضرت که دارد این را دفع میکند، میگوید «بِک عَرَفْتُک » من نیازی به کسی ندارم. معرفتی که دارم این به واسطۀ خود تو است. پس استاد اینجا چه کاره است و چه نقشی را استاد در اینجا بازی میکند؟
بعد حضرت میفرماید: «وَ أنْتَ دَلَلْتَنی عَلَیک» هم تو بودیکه مرا بر خودت دلالت کردی، کسی نیامد درِ گوش من و مرا به این راه راهنمایی و هدایت کند و یا درِ گوش ما بگوید آقا یک خدایی هم هست، خب اینجا پس این پیغمبرهایی که آمدند و مردم را دعوتِ به خدا کردند، با این فقره منافات ندارد؟ بالأخره پیغمبر بشر است دیگر، پیغمبر یک بشری است دارای علم و شعور و ادراک و کشفِ حُجُب و اطلاّع بر غیب و استفاده و استفاضه از الهام و وحی الهی، خب این میآید و افراد را دعوت میکند به توحید، دعوت میکند به رسالت، دعوت میکند به عرفان، در حالی که حضرت سجّاد میفرماید: «أنْتَ دَلَلْتَنی عَلَیک» تو دلالت کردی. خب پیغمبرها چه کاره هستند اینجا؟
در خودِ آیات قرآن هم که داریم ﴿وَ مٰا نُرْسِلُ اَلْمُرْسَلِينَ إِلاّٰ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ ﴿الأنعام، ٤٨﴾﴾ ما پیغمبران را مُبشّر و مُنذر فرستادیم، بشارت بدهند به نعمات الهی در صورت اطاعت و إنذار کنند، بترسانند، وعید بدهند و تخویف کنند بندگان را به عذاب الهی در صورت مخالفت. یا در یک آیه دیگری میفرماید: ﴿مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَيْكَ اَلْقُرْآنَ لِتَشْقىٰ ﴿طه ٢﴾﴾ إِلاّٰ تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشىٰ ﴿طه، ٣﴾﴾ ما تو را فرستادیم با قرآن که یادآوریکنی افراد را، بشارت بدهی افراد را ﴿هُوَ اَلَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدىٰ وَ دِينِ اَلْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى اَلدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفىٰ بِاللّٰهِ شَهِيداً ﴿الفتح، ٢٨﴾﴾ ارسال رسول برای اظهار حقّ است و این آیاتی که در قرآن کریم دلالت میکند بر اینکه انبیاء آمدند برای اینکه مردم را هدایت کنند به سمت او، خب با «أنْتَ دَلَلْتَنی عَلَیک» این چه نسبتی پیدا میکند؟

