معیّت سعی و احاطی خداوند با مخلوقات
8این اشعار سعدی هم یک خردهاش بیلطفی است، این براساس مذاق عرفان صحبت کرده است، و الاّ مطلب از این هم حتّی بالاتر است؛ مثلاً او میگوید که: ارباب معنی به مُلکی دَرَند که گر آفتاب است یک ذرّه نیست و گر هفت دریاست...، اینها هم باز یک تشبیهاتی است برای نزدیک کردن معنا.
عاشقم بر همه عالم، که همه عالم از اوست
مرحوم قاضی ـ رحمة اللَه علیه ـ میفرموده است که:
در تمام این کتابهای سعدی، یک شعر هست که خوب است، و آن شعر
این است:
به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست *** *** عاشقم بر همه عالم، که همه عالم از اوست1 خیلی خوب میگوید ها! میگوید: عاشقم بر همه عالم؛ چرا؟ که همه عالم از اوست.
پس هر عشقی از هر عاشقی نسبت به هر معشوقی، و هر حمدی از هر حامدی نسبت به محمودی سر میزند، نفس عاشق و نفس معشوق و نفس عشق و نفس حامد و نفس محمود و عنوان حمد، اینها همهاش عین اوست و بس! روشن شد؟
بعضی از سلاّک دیده شده است که یک حالات توحیدی برایشان دست میدهد، اصلاً میافتند زمین را میبوسند میگوید خب چرا شما زمین را نمیبوسی؟ من دیدم ها! یا دست خودش را میبوسد یا پای خودش را میبوسد، یا لباس خودش را میبوسد.
حکایتی از مرحوم آقا سیّد جمالالدّین گلپایگانی
مرحوم آسیّد جمال گلپایگانی ـ رحمة اللَه علیه ـ میفرمود:
ما شاگردی داشتیم و این یک حالات خوبی پیدا کرده بود، یک وقت آمد درب منزل و گفت: السّلام علیک یا ولیَّ اللَه المطلق! گفتم: نگو نگو! گفت: آقا من هرجا نگاه میکنم میبینم سیّد جمال است! به درب نگاه میکنم، میبینم اصلاً درب نیست، سیّد جمال است؛ به دیوار نگاه میکنم سیّد جمال است؛ حرم میروم سیّد جمال است؛ درس میخوانم سیّد جمال است؛ سیّد جمال در تمام موجودات حاضر است.
خدا إنشاءاللَه رحمت کند مرحوم آقای آسیّد جمال را در این ماه رمضان.
- توحید علمی و عینی، ص ٢٣٥، تعلیقه ١:
«مواعظ سعدی، غزلیات عرفانی، ص ١١٨، در ضمن مجموعۀ کلیات سعدی. و بقیّۀ ابیات این غزل از قرار ذیل است:
به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح *** تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم ازوست
نه فلک راست مسلّم نه مَلک را حاصل *** آنچه در سرّ سویدای بنی آدم ازوست
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقی است *** به ارادت ببرم درد که درمان هم ازوست
زخم خونینم اگر به نشود به باشد *** خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم ازوست
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد *** ساقیا باده بده شادی آن کاین غم ازوست
پادشاهی و گدایی بر ما یکسان است *** که بر این در همه را پشت عبادت خم ازوست
سعدیا گرچه بکند سیل فنا خانۀ دل *** دل قوی دار که بنیاد بقا محکم ازوست»
- توحید علمی و عینی، ص ٢٣٥، تعلیقه ١:

