در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معیّت سعی و احاطی خداوند با مخلوقات

13861
جلسات
نسخه عربی

معیّت سعی و احاطی خداوند با مخلوقات

2
  •  

  •  

  • أعوذُ باللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ اللَه الرَّحمٰنِ الرَّحیم

  • و صَلَّی اللَه عَلیٰ محمّد و آلِهِ الطّاهرین

  • و‌ لَعنَةُ اللَه عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ مِنَ الآنَ إلیٰ قیامِ یومِ الدّین

  •  

  •  

  • الحَمدُ لِلَّهِ الّذی لَم یتَّخِذ صاحِبَةً و لا وَلَدًا و لَم یکُن لَهُ شَریکٌ فی المُلکِ و لَم یکُن لَهُ وَلیٌّ مِنَ الذُّلِّ و کَبِّرهُ تَکبیرًا.1

  • خلقت یعنی ظهور و تجلّی

  • «حمد اختصاص به خدایی دارد که برای خود، مادّۀ إنفعالیه قرار نداد (بلکه فعلیّت محض است)، و موجوداتی که ایجاد می‌کند عنوان خروج از او ندارد (بلکه معنای خلقت فقط ظهور و تجلّی است، نه به معنای تجافی).»

  • به‌خلاف آنچه در افکار عامّه هست و موجودات را خارج از خدا و به اراده و مشیّت خدا می‌دانند و اینکه خدا به ارادۀ‌ خود خلق کرد و معنای خلق، جدایی و بینونیّت با خود ذات پروردگار است؛ این غلط است. هرجا که مادّۀ خلقت استعمال می‌شود به معنای ظهور و نشان‌دادن آن شخص متجلّی در آینه‌های مختلف و در مرایای متفاوت است،2 و ظهور با ظاهر، دارای هوهویّت و وحدت است.

  • «و لا وَلَدًا»، بنابراین عالم وجود خارج از خدا نیست، وَلَد نیست که نیاز به إنفصال و جدایی باشد. زیرا که اگر معنای خلقت به معنای تولید بود، لازمه‌اش محدودیّت پروردگار و حدّ خلقت در مقابل پروردگار می‌شد و خدا هم مانند موجودات، محدود بود؛ موجودات، وجودشان محدود می‌شد تا جایی که برسد به وجود خدا، وجود خدا هم هرچه سعه و عظمت داشته باشد بالأخره محدود می‌شد تا این مرز مخلوق، و خود این حدّ است. بنابراین همین‌طوری که مخلوقات دارای حدّند، مسلّماً خدا نمی‌تواند یک‌چنین حدّی داشته باشد، ولو حدّش بزرگ‌تر و عظیم‌تر، و کمربندی که بر وجود او إحاطه می‌کند گسترده‌تر و وسیع‌تر باشد؛ بلکه وجود پروردگار که شدّتاً و مُدَّتاً و کَثرَتاً و از هر لحاظ لایتناهی است، معنی‌اش این است که حتّی تمام موجودات را گرفته، و به واسطۀ نور أحدیّت و قاهریّت خود، همۀ موجودات را در نور توحید خود مندک و فانی کرده است.

    1. الاقبال بالأعمال الحسنة، ج ١، ص ١٣٨، فقراتی از دعای افتتاح.
    2. جهت اطّلاع بیشتر پیرامون معنای خلقت و تجلّی، رجوع شود به الله شناسی، ج ٢، ص ١٨١ ـ  ٢٣٤، مبحث ١٩ و٢٠؛ امام شناسی، ج ٥، ص ٧٤ ـ ٨١.