معیّت سعی و احاطی خداوند با مخلوقات
4معنای واحد بالصرافه به بیانی ساده
این یعنی پروردگار یک سعۀ وجودی و یک إحاطهای به همۀ موجودات دارد که هر ذرّهای در تحت ذات پروردگار وجود دارد و با خدا معیّت دارد و مندکّ است، مندکّ! نه اینکه خدا در عرض موجودات میشود و مثل این دو نفر که نشستهاند و دارند با همدیگر نجوا میکنند، سوّمی هم خدا است که میآید پهلوی اینها. اگر اینطور باشد، خدا واحد عددی میشود، خدا که واحد عددی نیست، واحد بالصرافة است؛1 یعنی وجودش طوری است که مثل او فرض نمیشود کرد. معنایش این است که وجودش یک وجود سِعی و گسترده است که تمام موجودات را گرفته است؛ نه اینکه آمده پهلوی موجودات.
داخِلٌ فی الأشیاء لا بِالمُمازَجَة، خارِجٌ عَنِ الأشیاء لا بِالمُزایلَة.2
داخلٌ فی کلِّ شیءٍ؛ «خدا داخل هر شیئی است.» در تمام ذرّات و مولکولهای این یک لیوان خدا هست؛ امّا خدا هست یعنی چه؟ یعنی خدا رفت توی لیوان؟! نه!
خارجٌ عَن کلِّ شیءٍ؛ «از هر شیئی هم خارج است.» امّا معنی خروجش خروج زوالی نیست. شما میگویید این لیوان از این ظرف خارج است، پس زائل است؛ زائل یعنی جداست. آن خروجی که از اشیاء دارد مزایله نیست؛ یعنی تمام موجودات شَبَحاند و تعلّقاند و ربطند، نه اینکه موجوداتی هست و آنها ارتباط با خدا دارند، چون اگر اینطور باشد لازم است خدایی باشد و موجودی باشد و ربط بین آن دو، و لازمۀ این هم کثرت است. موجودات نفس ربطند، نه ارتباط. وقتی که اینطور شد، آن وقت غیر از وجود واحدِ أبدیِ سَرمَدی در تمام عوالم هیچ نمیماند! و تمام موجودات سایهاند، سایۀ خدا هستند، ظِلّاند، آیه و نشاندهنده هستند.3
تبیین حقیقت وجود ربطی و فقری موجودات
بنده عصایی را که دست میگیرم و راه میروم، این سایه میاندازد، همانطور که وجود خود ما هم سایه میاندازد؛ امّا واقعاً این سایه، موجودی است مثل عصا؟! عصا دوتا میشود؟! یا انسان که راه میرود در موقعی که خورشید میتابد و سایۀ خودش را میبیند واقعاً دوتا میشود؟! من بعضی اوقات میبینم یک شخصی با عمامه و قبا همین کنار ما، منتها با فاصلۀ یک متری دارد راه میرود؛ واقعاً انسان دوتا میبیند، یا نه؟! و این هم تابع خورشید است؛ وقتی خورشید بتابد این سایه هست، وقتی خورشید برود سایه هم از بین میرود.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به الله شناسی، ج ٢، ص ٢٢٧.
- شرح فصوص الحکم، قیصری، ص ٢٧ به نقل از امیرالمؤمنین علیه السّلام؛
شرح مثنوی، ج ٣، سبزواری، ص ٤٥٥ و ص ٥٠٩، این مضمون با عبارات مختلف از امیرالمؤمنین علیه السّلام نقل شده؛
التوحید، ص ٣٠٦؛ الأمالی، شیخ صدوق، ص ٣٤٢ و ٣٤٣: «هو فی الأشیاءِ علیٰ غیرِ مُمازَجَة، خارجٌ مِنها علیٰ غیرِمُبایَنَة.» ...
«داخلٌ فی الأشیاءِ لا کَشَیءٍ فی شیءٍ داخل، و خارجٌ منها لا کَشَیءٍ مِن شَیءٍ خارج.»
نهج البلاغة (عبده)، ج ١، ص ١٦: «معَ کلِّ شیءٍ لا بمُقارَنَة، و غیر کلِّ شَیءٍ لا بمُزایَلَة.» - جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به توحید علمی و عینی، ص ٢١٠.

