در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اجازۀ شرع و عقل و فطرت به درخواست از خدا

14448
جلسات
نسخه عربی

اجازۀ شرع و عقل و فطرت به درخواست از خدا

4
  • و ما نظیر این احکام فطرت را در خیلی از جاها پیدا می‌کنیم! خودمان هم می‌گوییم: فلان کار را من نمی‌توانم بکنم! ـ: چرا نمی‌توانی بکنی؟ ـ: به این دلیل و به این دلیل نمی‌توانم انجام دهم. یا مثلاً مادری که بچّه‌اش مریض است، از آن غذاهای مطبوع نمی‌تواند بخورد و گرسنه می‌ماند، و هرچه شما بگویید: آقا چرا نمی‌خوری؟! تو باید غذا بخوری، تا بتوانی بیداریِ شب بکشی و از بچّه پرستاری کنی و چنین و چنان! او می‌گوید: من نمی‌دانم چرا، امّا تا بچّه‌ام مریض است نمی‌توانم بخورم! این شد حکم فطرت.

  • حکم شرع نسبت به درخواست از خداوند

  • حالا در اینجا می‌فرماید: «أذِنتَ لی فی دُعائِکَ؛ خدایا تو به من اذن دادی که من تو را بخوانم!» این چه اذنی است؟ هم اذن شرعی است:

  • جُعِلَتْ لی الأرضُ مسجدًا و طَهورًا؛1 «برای من زمین، مسجد قرار داده شد و زمین طهور قرار داده شد.»

  • یعنی انسان اوّل ظهر هرجا که می‌رسد، اگر آب هم نیست خود زمین طهور است دیگر، یعنی طاهر و مطهِّر است، باید تیمّم کند و نماز بخواند؛ تمام روی زمین، اختصاص به مکان و زمانی هم ندارد. و انسان بر اساس این حکم شرعی، همیشه خدا را می‌خواند و در هر آنی از آنات، نماز می‌خواند و دعا می‌کند و حاجت خودش را می‌خواهد و با خدا صحبت و گفت و شنود دارد دیگر.

  • حکم عقل نسبت به درخواست از خداوند

  • از شرع گذشته، اذن عقلی است. انسان با عقلش هم بیاید این مطلب را تجزیه و تحلیل بکند، عقل به انسان می‌گوید که انسان اذن دارد بیاید اینها را از خدا بخواهد. چون خدا بزرگ است، عظیم است و انسان باید از بزرگ بخواهد، و عقل انسان می‌گوید تو کوچک هستی و چیزی نیستی، آدم کوچک باید از بزرگ، چیز بخواهد؛ از من کوچک‌تر هیچ‌کس نیست و از خدا هم بزرگ‌تر و بالاتر کسی نیست، پس چه بهتر است اینکه انسان از خدا چیزی بخواهد و اصلاً از غیر خدا چیزی نخواهد!

    1. من لا یحضره الفقیه، ج ‌١، ص ٢٤٠.