لطف خدا در اجازۀ دعا نمودن به بندگان
3لطف خدا در اجازۀ دعا نمودن به بندگان
اللَهمّ أذِنتَ لی فی دُعائِکَ و مَسألتِکَ؛ «تو به من اذن دادی که بیایم و از تو بخواهم!»
اگر خدا اذن نداده بود چه میشد؟ انسان اجازۀ دعا نداشت؛ او بنده است و خدا مولا است، و این مولا به این بنده اجازه نمیدهد که: تو بیا و عرض حاجت به آستان مقدّس ما بیاور! بلکه خودت باش و خودت و انانیّت و نفس خودت! هیچ راهی به ما نداری؛ تو بندۀ ما هستی و ما مولا، بنده را با مولا چه کار؟! خاک را با خورشید چه کار؟! «أینَ التّرابُ و رَبُّ الأربابِ؟!»1 ما را از خاک ـ پستترین چیز ـ آفریدی؛ و تو هم ربُّ الأربابی، از همۀ اربابها بالاتر و از همۀ پروردگارها پرورندهتر هستی، و ربوبیّتت از همۀ رَبها شدیدتر و بیشتر و عظیمتر است. بنابراین اگر به ما اذن نمیدادی، این عین واقع بود؛ نه اینکه اذنی که ما داریم تا دعایی و مسئلتی از تو کنیم، حقّی است برای ما! نه، هیچ حقّی نیست! بلکه فقط مرحمت و لطف تو است که این اذن را به ما دادی.
اذن تکوینی و تشریعی خداوند به بندگانش برای دعا نمودن در هر زمان و شرایطی
و اذن تو در دو مرحله است: یکی در مرحلۀ تکوین، و یکی هم در مرحلۀ تشریع؛ که هر وقت دلتان میخواهد، بگویید: یا اللَه! زمان و مکانی برایش قرار ندادی، کیفیّت و وضعیّت و موقعیّت خاصّی برایش قرار ندادی.
انسان نصفشب خدا را مخاطب قرار میدهد و میگوید: یا اللَه! در روز میگوید: یا اللَه! وقت خاصّی ندارد. در حرکت میگوید: یا اللَه! در سکون میگوید: یا اللَه! در مشهد میگوید: یا اللَه! در طهران میگوید: یا اللَه! در مکّه میگوید: یا اللَه! در افغانستان میگوید: یا اللَه! در طیّاره میگوید: یا اللَه! در کشتی میگوید: یا اللَه! در هر جایی، مغرب یا مشرق میگوید: یا اللَه!
عجیب این است که خدا به ما اذن داده که هرجا بگوییم و او هم هر وقت که بگوییم، میشنود! این، عجب رادار و عجب تلگراف و عجب بیسیمی است که هر وقت و هرجا و از هر گوشه بگوییم: یا اللَه! او فوراً میشنود و بله هم میگوید!
- عبارتی است مشهور در لسان اهل علم. الله شناسی، ج ١، ص ٨٨: «خاک را چه مناسبت با پروردگار پرورشدهندگان؟!»

