در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لطف خدا در اجازۀ دعا نمودن به بندگان

14161
جلسات
نسخه عربی

لطف خدا در اجازۀ دعا نمودن به بندگان

5
  • و لذا مؤمنین و آن افرادی که اهل مراقبه هستند اصلاً بین نماز واجب و نافلۀ مکتوبه تفاوت نمی‌گذارند، و همۀ این پنجاه و یک رکعت جزء نمازهایی است که به‌طور وظیفه بجا می‌آورند.

  • حکمت عدم وجوب نمازهای نافله

  • خب خداوند این را به عنوان مستحب قرار داد، امّا چرا واجب نکرد؟ چون اگر واجب می‌کرد که نمی‌شد؛ آخر او پیغمبر رحمةٌ للعالمین است، و تکلیف او هم بر اساس حکمت است، و شریعت او هم شریعت سمحۀ سهله، یعنی آسان است. آن‌وقت اگر پنجاه و یک رکعت را بر همه واجب کند؛ آن دختری که تازه بالغ می‌شود و آن پیرمرد ضعیف و رنجور و آن مریض باید پنجاه و یک رکعت نماز بخوانند! نه اینکه غیر ممکن است، اگر غیر ممکن باشد و متعذّر باشد که به او تکلیف نمی‌شود، بلکه متعسّر و مشکل است؛ ولی این تکلیف مشکل هم برداشته شد:

  • ﴿رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذۡنَآ إِن نَّسِينَآ أَوۡ أَخۡطَأۡنَا رَبَّنَا وَلَا تَحۡمِلۡ عَلَيۡنَآ إِصۡرٗا كَمَا حَمَلۡتَهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلۡنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِۦ﴾.1

  • این دعایی است که رسول خدا صلّی اللَه ع‍لیه و آله و سلّم در شب معراج کرد و پذیرفته شد و این نمازهای مستحبّی، مستحبّ شد؛ و الاّ اگر پیغمبر تقاضا نمی‌کرد، واجب می‌بود.2و3

  • مصادیقی از تکالیف بسیار سخت شرایع سابق

  • کما اینکه برای اُمَم سالفه، تکالیف سخت‌تری از این تکالیفی که ما داریم، بود. مثلاً در میان قوم موسی بعد از اینکه دیگر گوساله‌پرست شدند و حضرت موسی از کوه طور آمد، خداوند برای کفّارۀ گناه آنها و برای قبولی توبۀ آنها نگفت که: بایستید رو به قبله و رو به بیت‌المقدس و دعا کنید تا خداوند شما را بیامرزد؛ گفت: «شمشیرها را برهنه کنید و به جان همدیگر بیفتید و خودتان را بکشید!» با این گناهی که شما انجام دادید دیگر باید خودتان را بکشید و نفْستان را نابود کنید! امر پروردگار است! و توبه در صورتی قبول می‌شود که همدیگر را بکشید. هفتاد هزار نفر در یک صحرای بی‌پایان با شمشیرها به جان همدیگر افتادند، این او را می‌کشت، او این را می‌کشت، ضجّه و ناله و گریه؛ تا اینکه توبۀ‌شان قبول شد و تکلیف برداشته شد.

    1. سوره بقره (٢) آیه ٢٨٦. معاد شناسی، ج ٣، ص ٥٩:
      «ای پروردگار ما! ما را مورد مؤاخذۀ خود قرار مده، اگر ما در امری از امور نسیان کردیم و فراموش نمودیم یا آنکه خطا و اشتباه کردیم! ای پروردگار ما! کارهای سخت و مشکل را بر عهدۀ ما قرار نده، از آن کارهای سخت و مشکلی که بر امّت‌های پیامبرهای گذشته قرار دادی! ای پروردگار ما! بر ما تحمیل مکن کارهایی را که ما طاقت حمل آن را نداریم‌!»
    2. جهت اطّلاع بیشتر بر مسئلۀ لزوم قدرت در تحقّق تکالیف إلهیّه، رجوع شود به معاد شناسی، ج ٣، ص ٥٧.
    3. الأمالی، شیخ صدوق، ص ٤٥١:
      «ثمّ مَضیٰ حتّی إذا انتهیٰ حیث انتهیٰ، فُرِضَت علیه الصّلاةُ خمسون صلاةً. (قال:) فأقبل علیٰ موسی فقال: ”یا محمّد، کَم فُرِض علیٰ أُمّتِک؟“ قال: ”خمسونَ صلاةً.“ قال: ”اِرجِع إلیٰ ربِّک فاسألْهُ أن یُخفِّفَ عن أمّتِک!“
      (قال:) فرَجَع، ثمّ مَرَّ علیٰ ‌موسی فقال: ”کَم فُرِض علیٰ أمّتِک؟“ قال: ”کذا و کذا.“ قال: ”فإنَّ أمّتَک أضعفُ الأُمَم، اِرجِع إلیٰ ربِّک فاسألْه أن یُخفِّفَ عن أمّتِک! فإنّی کنتُ فی بنی‌إسرائیل فلم یکونوا یُطیقون إلّا دونَ هذا.“
      فلَم یَزَل یَرجِعُ إلیٰ ربّه عزّ‌و‌جلّ حتّیٰ جَعَلها خمسَ صلواتٍ. (قال:) ثمّ مَرّ علیٰ موسی فقال: ”کَم فُرِض علیٰ أمّتِک؟“ قال: ”خمسُ صلواتٍ.“ قال: ”اِرجِع إلیٰ ربّک فاسألْه أن یُخفِّف عن أمّتِک!“ قال: ”قد استَحیَیتُ من ربّی ممّا أرجِعُ إلیه!“‌» 
      ”هنگامی که رسول خدا به معراج رفتند و معراج ایشان در جایی که باید، به انتها رسید، پنجاه نماز بر آن حضرت واجب شد. در بازگشت با حضرت موسی مواجه شدند، عرض کرد: ای محمّد، چند نماز بر امّتت واجب شد؟ فرمود: پنجاه نماز. عرض کرد: امّت تو ضعیف‌ترین امّت‌هاست، به‌سوی پروردگارت بازگرد و از او بخواه به امتت تخفیف بدهد؛ چراکه من در میان بنی‌اسرائیل بودم و آنها طاقت نمی‌آوردند مگر به کمتر از این مقدار.
      پس حضرت پیوسته به‌سوی خداوند عزّوجلّ بازمی‌گشت تا اینکه خداوند تعداد نمازها را پنج نماز قرار داد. باز آن حضرت بر حضرت موسی عبور نمود، عرض کرد: چند نماز بر امّتت واجب شد؟ فرمود: پنج نماز. عرض کرد: به‌سوی پروردگارت بازگرد و از او تقاضا کن که به امّتت تخفیف بدهد. فرمود: من از پروردگارم حیا می‌کنم که دوباره به‌سوی او بازگردم.“ (محقّق)