عرفان یعنی عبور از انانیت و نفسانیّات
2أعوذباللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
و صلّی اللَه علی سیّدنا و نبیّنا أبی القاسم محمّد
و علی آله الطّیّبین الطّاهرین و اللعنة علی أعدائهم أجمعین
«وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ؛ فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا؛ فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً؛ وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَه أَن يَغفِرَ لِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَه أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ؛ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدْهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ.»
همانطوری که در جلسات گذشته خدمت رفقا عرض کردیم این فقرات، پایه و اساس سیر و حرکت به سوی تجرّد و توحید و گذشت از موانع نفسانی و هواها، که سدّ سدید و محکم در قبال راه سالک قرار گرفتهاند، این مطالب برای آن جهات است. و همانطور که قبلا عرض کردیم اگر این حدیث شریف «عنوان» نبود مگر همین فقراتش، کافی بود که ما همین را دستورالعمل برای راه و سیر خودمان قرار بدهیم. خیلی هم مشکل است ولی نشدنی نیست، ممتنع نیست؛ یک مسئلهای است که خیلی دیر از بین میرود و شاید انسان به خیلی از صفات و خصائل اخلاقی دسترسی پیدا کند ولی این مرتبه را نتواند رد کند و از این مسئله رد بشود، و آن مسئلۀ نفس است. همۀ مشکلات و همۀ بیچارگیهای ما برگشتش به نفس است، به نفس أمّاره است، به خودیّت و أنانیّت است، این مهم را انسان باید همیشه در نظر بگیرد.
در زمان حیات مرحوم والد بارها میشد که اتفاق افتاده بود و خود شاهد بودم که در بعضی از صحبتها و مجالس وقتیکه با شخصی که بزرگتر از خودشان بود مثلا برادرشان ـ که از خودشان چهاردهسال بزرگتر بود ـ یک بحث علمی پیش میآمد و مشخص بود در آن موضوع ایشان برتر هستند، وقتیکه صحبت به یک جایی میخواست برسد که دیگر آن طرف مقابل محکوم بشود یکدفعه میدیدیم ایشان (مرحوم علامه طهرانی) سکوت کرد و آن یکی پیش برد. البته او (برادر ایشان) هم زرنگ بود و میفهمید که مسئله از چه قرار است و این یعنی چه؟

