عرفان یعنی عبور از انانیت و نفسانیّات
3اینکه من بارها خدمت رفقا عرض کردم سلوک فقط نماز شب نیست، سلوک فقط ذکر و ورد نیست، سلوک فقط انجام عبادات و اینها نیست، نه اینکه نیست، تنها نیست. وگرنه آنها هم واجب و لازم است؛ امام عسکری علیه السّلام ـ در آن وصایای پیامبر به امیرالمؤمنین علیهما السّلام ـ میفرمایند: لَيسَ مِنّا مَن لَم يُصَلِّ صَلاةَ اللَّيلِ؛1 کسی که نماز شب نخواند از ما نیست. این مسئله کلام امام است، باید [انجام داد] ولی فقط این مسئله نیست. حتی گاهی اوقات این مسئله موجب یک غروری برای نفس میشود، یک غروری برای انسان پیش میآید.
اینها مسائلی است که انسان را عبور میدهد، رفتار انسان در اجتماع، مسائلی که پیش میآید. وگرنه اگر انسان تنها باشد برود مانند این رهبانها در یک دیری به تنهایی عبادت کند پنجاههزار سال هم عبادت کند در یک حدی از فهم و ادراک متوقف میشود، بالا نمیرود در همان حد میماند. عبادت انسان را عبور نمیدهد؛ آنچه که انسان را عبور میدهد ارتباط انسان است با خارج از خود، به نحوی که آن ارتباط موجب بشود انسان از آن هواها و از آن عالم اعتبارات و عالم تخیلات خارج بشود، آنوقت نماز شب میآید آن حال روز را تثبیت میکند، وگرنه نماز شب انسان را خارج نمیکند؛ شما صد سال هم نماز شب بخوانید یک قدم از نفس بیرون نمیروید؛ عملی است، انسان در یک فضا یک عملی انجام میدهد و بسیار هم خوب است و احساس تقرب میکند، احساس نزدیکی با خدا میکند، احساس تجرّد میکند، ولی این مقدار کافی نیست، اگر به همین کیفیت پیش برود در هنگام مرگ به همان اندازهای که در دنیا تفکرش، تخیلش، توهماتش، تعقلاتش، فهمش و ادراکش بوده، به همان اندازه ....
ما در زمان مرحوم آقا رضوان اللَه علیه خیلی میدیدیم ایشان میآیند مینشینند صحبت میکنند، برای افراد مطالب میگویند. یک ولی خدا وقتیکه بیاید برای انسان صحبت کند یک ساعت صحبت کردنش کافی است که انسان بگیرد و برود. در جلسات متعدد و مسائل [مختلف] صحبت میکردند، ولی وقتیکه از جلسه خارج میشدیم من میدیدم افراد فهمشان تکان نخورده! خیلی برایم جای تعجب بود، بابا یک ساعت پدر ما این مطالب را بخواهد بیاورد پایین در سطح ما، در آن فهم ناقص ما، با چه ملاحظاتی بیان کند، چه مصالحی را در نظر بگیرد، یک وقت فلان حرفش به فلانجا بر نخورد، بالاخره یک شخص بزرگ ـ مثل من که نیست حالا هرچی گفتیم کسی مثلا توجه نکند! ـ بالاخره یک شخصی است رویش حساب میشود، شخصیتش، شئونش حرفی که میزند هر یک کلمهاش میآید و در میزان سنجش مورد قضاوت قرار میگیرد، تمام این مسائل... ما پسر ایشان بودیم دیگر، پسر شخص خبر ندارد مبانی یک شخص چیست؟ معیارهایش چیست؟! کاملا مشخص بود، وقتیکه جلسه تمام میشد میدیدیم خلق خدا به یک راهی رفتند: دیدی آقا به نفع ما گفت؟! و همان حرفی که ما میزدیم گفتند؟! ما شاخ درمیآوردیم. اِ اِ بابا این که یک ساعت دارد برخلاف میگوید. چرا؟ چون نمیآید این فهم را به کار بیندازد و بگیرد، با یک پیشفرض میآید مینشیند.
- بحار الأنوار، ج ٨٧، ص ١٦٢: قال الصادق علیه السلام: لیس من شیعتنا من لم یصل صلاة اللیل؛ بحار الأنوار، ج ٦٩، ص ٣٩٢ ح ٦٨: الإمامُ الصّادقُ عليه السلام: قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ في وَصِيَّتِهِ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ : علَيكَ بصلاةِ اللَّيلِ يُكَرِّرُها أربَعا.

