معنای مغبون در فرمایشات معصومین علیهم السلام
2أعوذبالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و صلّی الله علی سیّدنا و نبیّنا أبی القاسم محمّد
و علی آله الطّیّبین الطّاهرین و اللعنة علی أعدائهم أجمعین
«وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ؛ فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا؛ فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً؛ وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَ لِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ؛ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدْهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ.»
در جلسات گذشته راجع به این فقرات مطالبی خدمت رفقا عرض شد؛ گفتیم که اگر این حدیث شریف «عنوان بصری» نبود مگر این فقرات [از آن]، کفایت میکرد که انسان همیشه این مسائل را زیر نظر بیاورد و مورد توجه قرار بدهد. و عمدۀ مشکل انسان، به خصوص سالکین راه خدا به این قضیه برمیگردد. و تا آنجایی که بنده به خاطر دارم در ارتباط با بزرگان و شاگردانشان و همینطور سایر افراد و مواردی که با آنها ارتباط داشتند، بیشتر روی این محوریت صحبتها و مطالب دور میزد؛ مسئله انانیت، مسئله خودیت، مسئله خودمحوری، مسئله خودبینی، مسئله عدم تنازل از آن هواها و منویات و مطالب نفسانی که همۀ اینها برگشتش به این است که انسان نمیخواهد زیر بار حق برود و نمیخواهد آن مطالبی که واقع هست آن مطالب را بپذیرد و در پذیرفتن آن مطالب، خود را در تحت حکومت و سیطره و قانون حق دربیاورد. خیلی عجیب است که انسان مطالب و مسائلی میبیند، واقع را میبیند ولی میآید مطلب را برخلاف مطرح میکند، برخلاف مطلب را ابراز میکند.
یکی از دوستان میگفت ـ البته این آن آفتی است که عرض کردم که بعدا به آن آفت میرسیم که به خود انسان مربوط است، فعلا آفات اجتماعی این مسئله را میخواستیم عرض کنیم. ـ یک شخصی از علمای حوزه ـ شخص معروفی بود و نود سال هم سنش بود، فوت کرده، چند تا کتاب هم نوشته است ـ میگفت راجع به یک مسئلۀ نوشتاری با او اختلافی داشتیم. من میگفتم این عبارت از نظر نوشتاری و قانون [ادبی] غلط است، او میگفت نه اینکه من نوشتم درست است! هرچه ما میگفتیم [قبول نمیکرد] گفتیم اگر ببریم پیش چند نفر [و آنها بگویند شما قبول میکنید؟] اول گفت ببرید. رفتیم به چند نفر از افرادی که اهل نوشتار و ادیت کردن بودند، همه آنها صحبت ما را تأیید کردند، وقتی همه حرفهایشان تمام شد گفت نخیر، حرف من درست است!

