معنای مغبون در فرمایشات معصومین علیهم السلام
5لذا متوجه شدیم بزرگان بیجهت این همه تأکید نمیکردند، یک چیزی میفهمیدند، بیجهت اینقدر تأکید نمیکردند که باید انسان مراقبه داشته باشد در هر حالی، در هر لحظهای. بارها میفرمودند که نباید انسان توجه کند به اینکه خداوند یک امتحاناتی برای انسان پیش میآورد، میفرمودند: هر لحظه زندگی انسان یک امتحان است، هر لحظه زندگی، هر ساعتی یک امتحان است، هر ساعتی. و این امتحان یعنی گذشت و زیر پا گذاشتن نفس و دیدن واقع. گاهی اوقات میشود انسان حتی در مسائل عادی میبیند فرض کنید طرف گیر کرده دارد رانندگی میکند میگوید:
آقا چرا داری اینطوری رانندگی میکنی؟
شروع میکند دلیل آوردن:
نه این رانندگی من درست است!
احساس این مسئله شاید یک چیز خیلی کم باشد ولی همین که هی دلیل میآورد نه این درست است، این چیست؟ این دارد هی ضربه را میزند. آقا آن غلط است، خب بلند شو برو درست کن، این چه طرز رانندگی کردن است؟! چرا اینجوری اینجوری میخواهی بروی؟ مثل آدم راست برو دیگر، راه را که از تو نگرفتند درست برو. یا اینکه گاز میدهی دوباره یکدفعه ترمز میکنی؟ دل و روده آدم بالا میآید، هر چیزی قاعده و حسابی دارد.
چرا اینطوری میروی؟
گاز ماشین اینطور است!
آقا بگو گاز ماشین نیست اعصاب بنده یک خرده اینطور است. به گاز ماشین و ترمز ماشین چه ربطی دارد. چطور یکی دیگر پشت سر تو در همین ماشین بنشیند مثل آدم راه میرود؟! میاندازد گردن گاز، میاندازد گردن ترمز.
این میاندازد یعنی چی؟ باخت. ما نباید دنبال این بگردیم حتما یک چیزی، آسمان غرمبهای بشود، یک رعد و برقی بیاید، یک قضیهای اتفاق بیفتد تا آن امتحان بشود. همین همینی که داری رانندگی میکنی امتحانت است، همین جا داری خراب میکنی؛ یعنی داری نفست را خراب میکنی، خیلی ساده. فرض بکنید
- آقا چرا اینطور صحبت میکنی؟ چرا با عیالت اینطور صحبت میکنی؟

