توحید اساس ارتباط انسان با مردم
3انسان وقتی یک دروغ بگوید این دروغ به عنوان یک امر وارداتی میآید بر نفس انسان عارض میشود، چون انسان که از اول دروغگو به دنیا نیامده. شما بچهها را نگاه کنید ببینید اینها همه راست میگویند، بچه اصلا دروغ نمیفهمد چیه، خلاف نمیفهمد. اگر ببیند پدر و مادر یا اطرافیان به او دارند خلاف میگویند میایستد نگاه میکند تعجب میکند، با آنچه را که خودش درک میکند در تعارض میبیند. چرا اینطور است؟ به خاطر اینکه این دروغگو زائیده نشده، این راستگو زائیده شده. خدا این را راستگو قرار داده و چون از آن عالم که عالم ربوبی است تنازل کرده آن صفات عالم ربوبی را با خودش آورده. در عالم بالا که دروغ نیست، آیا شده تابهحال فرض کنید جبرائیل دروغ به پیغمبر بگوید، یک وحی دروغ بگوید؟! عزرائیل بیاید یک حرف دروغ بزند، ملائکه بیایند به مردم خلاف و دروغ بگویند، اصلا یک همچنین چیزی متصور هست؟ امکان ندارد. چرا؟ چون بنای عالم بالا بر صدق است، بنای عالم بر حق است، بنای عالم بر صدق است.
ملائکه اصلا دروغ نمیفهمند یعنی چه. چون نفس تفکر ملائکه و تعقل ملائکه با عالم تکوین خارجی عینیت دارد؛ یعنی در عالم بالا همان تکون خارجی و تکوین خارجی که براساس صدق است همان صورت عینی آن عالم ـ نه صورت ذهنی ـ همان صورت عینی آنها در نفس ملک است و در نفس ملائکه هست. ـ درک این مطلب یک قدری احتیاج به دقت دارد ـ ما وقتیکه یک چیزی را تصور میکنیم یک چیزی را نگاه میکنیم، صورت ذهنی آن عین خارجی برای ما حاصل میشود. الان رفقا در اینجا نشستهاند دارند به عرائض بنده گوش میدهند، من هم دارم رفقا را میبینم. آیا وجود خارجی رفقا در درون من قرار گرفته یا وجود خارجی و وجود عینی من در درون و نفس رفقا؟ یا نه، یک صورتی است، نگاه میکنید چشمتان را باز میکنید چشمتان به من میافتد، یک صورتی از من در آن دل و در آن ذهن تحقق پیدا میکند. این را میگویند صورت ذهنی و نفسی. حالا اگر درست باشد و خلاف نباشد، به نحو دیگری نباشد، خود من هم همینطور؛ وقتیکه نگاه میکنم یک صورت خارجی آنها در ذهن نقش میبندد. خیلی هنر داشته باشم این صورت خارجی صورت معیبی نباشد، صورت ناقصی نباشد، صورتی باشد که منطبق باشد بر آن تکون خارجی و بر آن عین خارجی و بر اعیان خارجی. توجه کردید؟!

