توحید اساس ارتباط انسان با مردم
2أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
و صلّی اللَه علی سیّدنا و نبیّنا أبی القاسم محمّد
و علی آله الطّیّبین الطّاهرین و اللعنة علی أعدائهم أجمعین
سخن در عباراتی بود که امام صادق علیه السّلام راجع به حلم و کیفیت بردباری بیان میکردند؛ توصیههایی که در این زمینه حضرت به «عنوان» داشتند راجع به آن مطالبی خدمت رفقا عرض شد. ماحصل این فقرات این بود که اگر انسان با افراد نادانی برخورد کند و سخن ناصوابی از آنها بشنود باید در مقام پاسخگویی و مقابله چگونه برخورد کند. آیا باید مانند خود آنها با آنها برخورد کند؟ یا اینکه مطابق با شأن و دستوری که به او داده شده باید برخورد داشته باشد؟ به عبارت دیگر آیا شهامت در این است که انسان هر طوری که دیگران با او صحبت میکنند و برخورد میکنند و سخن میگویند همانطور جواب بدهد؟ یا اینکه ببیند آن حال مقتضی و برخورد مقتضی را در اینجا چگونه باید تدبیر کند؟
البته راجع به تبعاتی که این مسئله ممکن است داشته باشد مطالبی عرض شد و راجع به تأثیری که در نفس میگذارد عرض کردیم که آن مطالب را بعداً خدمت رفقا عرض میکنیم که برخورد و مقابلۀ با اینگونه افراد چه تأثیری دارد و نحوۀ پاسخگویی چه مسائلی را ممکن است نفیاً و اثباتاً یعنی از نظر سلبی و از نظر ایجابی در نفس انسان اینها را به وجود بیاورد.
عرض شد که همه اینها برگشتش به همان حالتی است که انسان در درون خود و در نفس خود آن حالات را پی میگیرد. بهطور کلی تمام این تأثیر و تأثرها ناشی از کیفیت موضعگیری نفس و تفکر و خطورات و آن حالتی که درون انسان نسبت به مسئله هست پیش میآید؛ اگر آن حالت حالت صواب باشد تأثیر تأثیر مثبت است و اگر حالت حالت ناصواب باشد طبعاً تأثیر تأثیر منفی خواهد بود. و همینطور مطلب جلو میرود تا اینکه انسان، چنانکه در جلسه قبل یا در یکی از شبهای ماه مبارک که در دعای ابوحمزه صحبت میکردیم عرض کردیم یکمرتبه حالت انقلاب برای انسان پیدا نمیشود، بلکه این حالت کمکم و تدریجی و بهنحو استدراج است؛ یعنی اگر انسان نسبت به مسائل برخورد ناصواب داشته باشد و آن کار صحیحی که متوقع از اوست آن را انجام ندهد کمکم کمکم در طول زمان، یک هفته، دو هفته، یک ماه، دو ماه، یک سال ـ بسته به آن نحوۀ تقابل و بسته به آن کیفیت شاکلۀ نفس، خود او هم تأثیر دارد ـ این هی تنازل میکند، تنازل میکند پایین میآید، از آن شأن انسانیت هی پایین میآید و هی تنازل میکند تا جاییکه نفس او با آن صفت زشت و صفت نامناسب عینیت پیدا میکند. یعنی اگر تابهحال یا در مدت زمان قبل این به عنوان یک امر عرضی بر نفس او عارض میشود و به عنوان یک امر وارداتی بر نفس او ورود میکند الان دیگر نفس او میشود همان نفس صفت زشت.

