معیار اختلاف انسانها، در نحوه مواجهه با حق
3حضرت میفرمایند که اگر به تو این را گفت، بگو اصلا جوابت را نمیدهم، اگر به تو دشنام داد، بگو اگر حق با من است خدا از تقصیرات تو بگذرد، اگر حق با تو است خدا از تقصیرات ما بگذرد. انسان بیاید خودش را معطل کند، معطل این حرف و نقل و اعصاب خودش را خراب کند، خونش را کثیف کند، آیا ارزشش را دارد؟ یعنی واقعا ارزش این که انسان که باید فکرش راحت باشد، آزاد باشد، نفسش آرام باشد، نفس را با آرامش و اطمینان به سوی خدا ببرد. چون خدا و عالم ربوبی، عالم آرامش است، عالم صفا و سکوت است، روایتی از رسول خدا صلی اللَه علیه و آله است که مرحوم آقا رضوان اللَه تعالی علیه این را زیاد برای رفقا میخواندند، در صحبتهایشان، که رسول خدا میفرمودند عالم ملائکه، عالم آرامش و طمانینه و سکون است، همیشه ملائکه در حال سکون هستند، داد و بیداد آنجا نیست، دعوا نیست، شر و شور نیست، بزن و بکوب نیست، این در سر آن بزند آن در سر این بزند نیست، همه در آرامش هستند، همه در سکون هستند، و این یک مطلب عجیبی است. یعنی انسان این مسئله را کم کم میتواند در خودش احساس کند، و در تنهایی خودش بنشیند با خودش این مطلب را ارزیابی کند که تا چه حدی به این مسئله نزدیک است؟ آیا در دلش تلاطم است؟ اینجا ببینم چه خبر است! آنجا چه خبر است! این چی گفته! آن چی گفته! این در این روزنامه چی نوشته! آن در رادیو چی گفته! آن در تلویزیون [اطلاعیه] داده! او جواب آن را داده! آن چی...، همین که دارید میبینید که در دنیا چه خبر است!
یا اینکه نه بنشیند همینطوری به بیچارگی خودش فکر کند، به بدبختی خودش فکر کند، به درماندگی خودش فکر کند، ببیند نفسش چه میکند، به کدام طرف تمایل دارد، هی میخواهد برود رادیو را باز کند، پیچش را باز کند ببیند چیه، هی انگولک میشود یا نه هی خودش را کنار میکشد، هان! آزمایش کنیم خودمان را، ارزیابی کنیم، ببینیم در چه حال و هوایی هستیم، اگر دیدیم هی انگولک میشویم که آن کلید را بزنیم ببینیم آن یارو چه میگوید، آن کلید را بزنیم ببینیم آن یارو دیگر چه جواب میدهد، بدانیم که از عالم ملائکه فاصله گرفتهایم، افتاده ایم در یک عالم دیگر که حالا عرض میکنم.

