معیار اختلاف انسانها، در نحوه مواجهه با حق
2أعوذباللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
و صلّی اللَه علی سیّدنا و نبیّنا أبی القاسم محمّد
و علی آله الطّیّبین الطّاهرین و اللعنة علی أعدائهم أجمعین
خدمت رفقا راجع به فرمایشات امام صادق علیه السلام در مورد کظم غیض و عدم پاسخگویی به مطالب خلاف و مهملات مطالبی عرض شد و گفته شد که مسائلی که امام علیه السلام در این فقرات که مربوط میشود به حلم و بردباری در روابط انسان با سایر اشخاص اینها براساس انانیت و براساس اظهار نفس و اظهار خودیت و ابراز شخصیت است.
و وقتی که مطلب به این کیفیت باشد دیگر دلیلی ندارد که انسان پاسخ بدهد، چون پاسخ برای رفع ابهام است. وقتی خود شخص و مخاطب در مقام رفع ابهام نیست بلکه در مقام اثبات بایّ نحو کان است، به هر کیفیتی اثبات شود، و وقتی که اگر همه مطالب و راهها به رویش بسته شود، در نهایت و آخر میگوید دروغ میگویی! خب تمام شد، این نهایت و نتیجه این سوال و پاسخ و مطالبی است که گفته میشود، ولی وقتی که شما پاسخ میدهید: نه آقا! این مطلب به این کیفیت نیست، خب او میآید یک جواب میدهد، دوباره شما... آخر سر وقتی دید هیچ راهی ندارد، میگوید داری دروغ میگویی! و تمام شد.
خب چرا انسان بیاید از اول صحبت کند و بحث کند؟ برای چه؟ ول کند. امام علیه السلام دارند به انسان این نکته را میآموزند که همیشه صحبت و پاسخ فقط در مرحله رفع ابهام و رفع سوال باید قرار بگیرد، فقط در اینجا، از این مطلب بخواهد بگذرد دیگر وقتت را تلف نکن، وگرنه عمرت را باخته ای. داری به کی جواب میدهی؟ به یک آدمی که اصلا انسان نیست! انسان نیست! خب انسان بالاخره یک خصوصیاتی دارد، یک مزایایی دارد، یک صفاتی دارد، یک فردی است که با دو پا راه میرود و افعال و تصرفاتش شکل انسان است.

