معیار اختلاف انسانها، در نحوه مواجهه با حق
5آمدند سر امام حسین علیه السلام را بریدند براساس تکلیف شرعی! مگر نبود؟ مگر آن آقا فتوا نداد؟ تکلیف شرعی است که باید بیایید و این کسی که آمده در مقابل خلیفه برحق! عجب حقی، یزید سگ بازِ میمون بازِ عرق بازِ فاحشهبازِ (از این بازها هر چه بگویید کم است) آن وقت این در مقابل یک همچنین خلیفهای آمده و قیام کرده، تکلیف شرعی است! عمامه هم داشتند ها، با همین عمامه میگفتند تکلیف شرعی است! خب اینها بلند شدند آمدند دیگر، آن آقا که فتوا میدهد، آن آقا هم که نشسته طلا و نقره میدهد در حکومت، بعد هم از آن طرف تهدید بود، مطلب تمام است دیگر. زر و زور و تزویر میآید و با تکلیف شرعی در مقابل پسر پیغمبر میایستد.
اما زدن گلوی حضرت علی اصغر هم تکلیف شرعی بود؟! ببینید تکلیف شرعی این یک وسیله و دست آویزی است که همه میتوانند این حرف را بزنند. در زمان مشروطه خیلی عالی تکلیف شرعی را آن موقع میبایست بیاییم ببینیم چه خبر است. این بلند میشد تکلیف شرعی! آن هم از آن طرف بلند میشد تکلیف شرعی! هر دو تا تکلیف شرعی! این تکلیف شرعی بیچاره! خیال میکنم هیچ چیزی مظلومتر از این جمله در دنیا نیست. هر دو دارند میگویند تکلیف شرعی! هم این دارد میگوید و هم آن، یک ملت بدبخت میروند دنبال این تکلیف شرعی! یک مشت ملت بدبخت دارند میروند دنبال آن تکلیف شرعی! هیچ با خودش فکر نمیکند این تکلیف شرعی از کجا آمد؟ از کجا آمده این تکلیف شرعی؟ اگر تو داری میگویی تکلیف شرعی پس او چه میگوید؟ اگر تو برای اثبات تکلیف شرعی دلیل داری او که دلیلش بیشتر است! اگر تو با این چهره و نقاب داری تکلیف شرعی را ابراز میکنی آن که بهتر از تو دارد این کارها را انجام میدهد! آن هم دارد همین کار را میکند.

