در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نفس اماره عامل گمراهی انسان

14175
عنوان بصری
نسخه عربی

نفس اماره عامل گمراهی انسان

7
  • چون انسان همیشه بلند شود بیاید و برود و در یک مجلس و سلام و علیکم و سبحکم الله و حالتان چطور است؟ کار و کسب خوب است؟ وضعش خوب است؟ این مشکل را حل نمی‌کند، این آنچه را که این تو است درست نمی‌کند، این فقط یک صورت ظاهری و یک روضه و یک منبری و یک چایی و خلاصه اینها در این حد خوب است، اما وقتی جناب حافظ می‌فرماید (یک دفعه به مرحوم آقا گفتم حافظ می‌گوید! گفتند چی گفتی؟ گفتتد حافظ می‌فرماید) وقتی جناب حافظ می‌فرماید:

  • دریغ و درد که تا این زمان ندانستم***که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق
  • کدام رفیق؟ رفیقی که بیاید بگوید سلام علیک حال شما خوب است، بنزین گران شده، نمی‌دانم طلا گران شده و چی چی ارزان شده، آنجا زلزله شده... نه این رفیق با آدم کوچه بازاری فرقی نمی‌کند، آن رفیقی که بیاید بنشیند و صحبت کند، انسان با صحبت با او مانند آینه آنچه که در خویش است را مشاهده کند، او رفیق است و او به درد می‌خورد، آن به درد آدم می‌خورد، این خوب است، بالاخره انسان با همین رفیقی که به اصطلاح اشتراک در راه و هدف دارند، خب بهتر است تا اینکه برود... ولی خوب که انسان از این فرصت استفاده کند. 

  • من یک وقتی (خب آدم خیلی کارها را از عمد نمی‌کند، توجه نمی‌کند، متوجه نیست) نشسته بودیم در محضر مرحوم آقای حداد، در همان سفر بعد از مکه، من سنم هفده سال هم نشده بود، اخوی بودند، خب دو سال از من بزرگتر بودند، بعد یک دفعه آقای حداد رو کردند به من و فرمودند که انسان باید احترام برادر بزرگتر خودش را داشته باشد، شما وقتی که حرکت می‌کنی با اخوی آیا از او جلوتر می‌روی یا اینکه در کنار او و یا پشت سر او (نمی‌دانم گفتند پشت سر یا نه، یا در کنار او) من یک دفعه متوجه شدم عجب من اصلا بدون توجه گاهی اوقات از ایشان جلوتر می‌رفتم و این دارد می‌گوید این کار غلط است و صحیح نیست، برادر بزرگتر احترامش لازم است و نباید از او جلوتر بروی و حرکت بکنی.