نفس اماره عامل گمراهی انسان
5وقتی که آمد پیش امام حسین علیه السلام، حضرت نگاه نکرد این راه را بر او بسته، نگاه میکند الان در چه وضعیتی است، میگوید خوش آمدی، من آمدم راه را بستم تو را از آن مسیری که میخواستی به آن مسیر بروی منحرف کردم، حضرت فرمودند به گذشته نگاه نکن الان در چه حالی هستی؟ الان پذیرفتی یا نپذیرفتی؟ توجه میکنید آن دفعه خدمتتان در جلسه قبل عرض کردم، ملاک بودن در خیمه امام حسین نیست، ملاک صداقتی است که انسان دارد، چه در خیمه امام حسین، چه در خیمه عمرسعد، تفاوت نمیکند. آن صداقت است که دستش را میگیرد، در خیمه امام حسین باشی صداقت نداشته باشی شب عاشورا راه را برایت باز میکنند میروی، نمیمانی، ولایت از این خیمه بیرونت میکند در این خیمه کسی که صادق نیست نمیتواند باشد، آن کسی که این میل را میاندازد به سرت وقتی چراغ را خاموش کردند بروی آن کیست؟ آن ولایت است، چرا؟ چون خرده شیشه داری، چون صداقت نداری، از حالت تردید بیرونت میآورند، از حالت ابهام بیرونت میآورند، راهت را یک سره میکنند، فلنگ را میبندی یا علی.
کی این کار را دارد میکند؟ امام حسین میکند به خاطر اینکه میخواهد راحتت بگذارد، آزادت بگذارد، تا حالا که آمدی با من براساس خیالات و توهمات و تخیلات و اینها بود، بر این اساس آمدی، و من نمیخواهم تو را در شرم حضور نگه دارم، میگویم چراغ را هم خاموش کنید... توجه میکنید؟
شما خیال میکنید امام کیست؟ همین یک امام میگوییم، امام، سیدالشهداء، امام، به قول آن آدم نفهم امام هم یک پارتیزانی بود، یک چریکی بود مثل بقیه پارتیزانهای تاریخ که در مقابل ظلم ایستاده بودند.
او میآید خودش وقتی که نگاه میکند یک به یک (نیاز به نگاه کردن هم ندارد) وقتی که نگاه میکند میبیند نه، دنیا هنوز در دل ما جای دارد، هنوز یک سره نشده، هنوز از دنیا بیرون نیامدیم، هنوز از خود بیرون نیامدیم، هنوز از زن و بچه و ملک و باغ و تعلقات بیرون نیامدیم، هنوز از این طرف و آن طرف و شغل و کسب و کار و همه کارها، چه مربوط به مسائل دینی یا غیردینی تفاوت نمیکند، بیرون نیامدیم، وقتی اینطور میکند خودش راه را برای اینکه بابا راحتت کند فراهم میکند، یک جریانی پیش میآورد: بابا برو راحت شو، بیخود اینقدر خودت را اینجا به دردسر نینداز، راحت شو، برو هر کاری دلت میخواهد بکن دیگر.

