در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نفس اماره عامل گمراهی انسان

14175
عنوان بصری
نسخه عربی

نفس اماره عامل گمراهی انسان

3
  • خب حالا در این مورد باید چکار کند؟ خب باید بردباری کند دیگر، امام علیه السلام می‌فرمایند در این موارد باید بردباری کنی دیگر، حالا گفته که گفته، اعتنا نکنی، توجه می‌کنید؟ 

  • ولی ما می‌بینیم که نه، انسان در مقام برمی‌آید چرا؟ چون شخصیت خودش را می‌خواهد، حبّ نفس، حبّ به لوازم نفس را هم دارد، از شخصیت‌ها و جلب منافع و دفع مضارّ همه اینها به حبّ نفس برمی‌گردد چون من خودم را می‌خواهم، موقعیت خودم را هم می‌خواهم. چون خودم را می‌خواهم و خودم را دوست دارم و می‌خواهم باشم، می‌خواهم سر به تن کسی دیگر نباشد، چون من خودم را می‌خواهم. چون من خودم را می‌خواهم، می‌خواهم موقعیت‌های اجتماعی خودم، موقعیت‌های فامیلی، موقعیت‌های رفاقتی، موقعیت‌های خانوادگی، اینها دست نخورد. اما اگر یک حرفی زده شد که آن موقعیت دچار تزلزل شد، اینجا حبّ نفس می‌آید... و کاری ندارد به اینکه این حرف غلط است یا درست است، به آن کاری ندارد، به اینکه موقعیتش به خطر افتاده کار دارد وگرنه خب خیلی از این حرفها صحیح است، واقعیتی است که انجام شده، حقیقتی است که به وقوع پیوسته، به این کاری ندارد، به اینکه این مطلب موقعیت او را و شخصیت او را زیر سوال می‌برد. 

  • شما فلان کار خلاف را کردی اِ من تا حالا جلوی افراد، جلوی مردم، جلوی فامیل، خودم را اینطوری نشان می‌دادم، تظاهر می‌کردم، یک عمر ریا می‌کردم، یک عمر جلوی مردم خودم را به شکل دیگری می‌آراستم، با هزار تا قسم دروغ و والله دروغ، مطالب خودم را به اثبات می‌رساندم، یک دفعه دیدم اِ یک مسئله‌ای پیدا شد که آن تمام رشته‌های ما را پنبه کرد، چی شد قضیه؟ 

  • اول می‌نشیند بعد می‌گوید خب حالا چکار کنیم، حالا یک همچنین حرفی زده شده خب حالا بالا و پایین می‌کنی، سبک و سنگین می‌کنی می‌بینی نه، بهش اعتراض می‌کنند، یک سوال یکی دیگر می‌گوید آقا چیه قضیه راجع به شما این را می‌گویند؟ یک همچنین حرفی یک همچنین مطلبی، شما یک همچنین چیزی گفتی؟ دوباره یکی می‌گوید، دوباره نفسش می‌آید سراغش: اِ نشسته ای همینطوری؟ پس حرفهایت چه می‌شود؟ مطالبی که گفتی چه می‌شود؟ اینها همه زیر سوال می‌رود، وقتی ببینند این یک حرفش غلط است خب می‌گویند فردا دو حرفش غلط است، سه حرفش غلط است، دیگر چه اطمینانی هست به اینکه حرفهایی که می‌زنی را کسی توجه کند؟ هی شروع می‌کند این نفس، هی ور رفتن، هی ور رفتن، هی دائما و مستمراً این نفس با توهمات خودش و با تخیلات خودش شروع می‌کند به این مسئله هی حساب کردن و حسابرسی کردن و بعد برای دفع این قضیه شروع می‌کند پاتک زدن: خب این که الان این چیز را گفته خب الان من به فلانی این را می‌گویم، به فلانی این را می‌گویم، آن وقت ده جور حرف درست می‌کند، به این این را می‌گوید، به این یک چیز دیگر می‌گوید، ببیند کجا بهتر می‌تواند مطلب را...