در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

صدق کلید وصول به خدای متعال

14243
عنوان بصری
نسخه عربی

صدق کلید وصول به خدای متعال

5
  • من همه‌جا گفتم این را همه‌جا، اتفاقاً دیشب در حرم مشرف بودم بالای سر نشسته بودم. یك طلبه خیلی خوش سیمایی، خیلی عفیف و نجیب آمد نشست و ما را می‌شناخت، من نمی‌شناختم. یك سؤالی كرد و راجع به مرحوم آقا رضوان اللَه علیه پاسخ دادم. بعد گفت یك نصیحتی شما ما را بكن. من یك‌دفعه این به نظرم آمد گفتم كه من یك چیزی به شما می‌گویم: اگر در خیمه امام حسین هستی صادق باش، اگر در خیمه عمرسعد هم هستی صادق باش. او اشكال ندارد، در هر دو جا صادق باش. خیلی رفت در فكر، تشكر كرد و رفت.

  • گفتم: در خیمه امام حسین بودن ملاك نیست، درست بودنش ملاك است. شب عاشورا مگر نگذاشتند همه در رفتند. مگر اینها در خیمه امام حسین نبودند؟ آخر بی‌پیرها شما از مكه تا اینجا نان و نمك امام حسین را خوردید، سر سفره امام حسین بودید، دیگر از پیش خودتان كه خرج نكردید، از پول امام حسین بود. صبحانه به شما می‌داد، نهار می‌داد شام می‌داد. همه به امید اینكه بیاییم كوفه و بگیریم و چه كنیم! شب عاشورا اینها دیدند نه‌بابا قضیه نهار و شام تمام شد، فردا دیگر نهار و شامی دیگر است قضیه‌اش فرق دارد. امام حسین هم كه نعوذباللَه خلاف نمی‌گوید، پسر پیغمبر است و امام هست و كلامش صدق. ردخور ندارد. دیدند ا چی شد؟ چی فكر می‌كردیم چی شد؟

  • حضرت هم این‌قدر بزرگوار، به‌عكس ما كه اگر بخواهیم یك كاری انجام بدهیم دیگر اگر شده از منظومه شمسی هم نیرو می‌طلبیم، كهكشان‌های راه شیری ... امام حسین همه را می‌گوید بروید، اصلًا درست كارش بر مقابل و تعارض با كار ماست. آن می‌گوید چه كسی می‌خواهد اینجا بایستد؟ بلند شوید بروید. فردا دیگر قضیه صبحانه و نهار نیست ها، ابدا، تمام شد این تا امشب بود. اینها همه تا امشب بود. تازه من كه در این مدت هم هی می‌گفتم، در موارد مختلف می‌گفتم، می‌گفتم كه چه خبر خواهد شد. چیزی نیست كه‌ بخواهم همین امشب بگویم. منتها شما شوخی می‌گرفتید، همچین حالا مثل اینكه حضرت یك خوابی دیده، حالا یك چیزی نقل می‌كند، حالا معلوم نیست چه خواهد شد! امشب دیدند نه‌بابا این عمرسعد می‌رود می‌آید، در خیمه صحبت و جنگ و نیزه و شمشیر است این حرف‌ها نیست.