در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

صدق کلید وصول به خدای متعال

14243
عنوان بصری
نسخه عربی

صدق کلید وصول به خدای متعال

4
  • بنده خودم یك شب در مسجدالنبی بودم هنگام حج خیلی وقت پیش در پشت‌بام بین نماز مغرب و عشا آن شخص خطیب افرادی دور خودش جمع كرده بود و صحبت می‌كرد كتابش هم یكی از سنن ابی‌داود یا ترمذی بود می‌گفت نباید حجرالاسود را دست كشید، بایستی كه فقط استلام كرد و لمس كرد و جای دیگر مسجدالحرام و همان كعبه دیگر اینها جایز نیست. می‌گفت كه در آنجا هست كه جناب خلیفه ثانی آمد در مقابل حجر ایستاد و گفت كه شهادت می‌دهم كه تو نه می‌شنوی روایت هست بنده خودم روایت را دیدم و نه می‌بینی و آنچه را كه درباره تو می‌گویند همه كذب و دروغ است. مثل سنگی هستی مثل سایر سنگ‌ها، حجری هستی مثل سایر احجار، و اگر نمی‌دیدم همه اینها را عمر دارد به آن حجرالاسود خطاب می‌كند كه‌ رسول خدا آمد و تو را بوسید من هم تو را نمی‌بوسیدم و هیچ كاری هم به كار تو نداشتم و احترامی هم برای تو قائل نبودم!

  • این مقدار را گفت و این آدم ناصواب همین‌طور گفت و رفت. وقتی صحبتش تمام شد من رفتم پیشش نشستم و گفتم: جناب شیخ این روایتی كه شما نقل كردید در كجاست؟ گفت: در آنجا. گفتم: این روایت به همین مقدار است یا تتمه دارد؟ تا گفتم رنگش قرمز شد و پرید. گفتم: تتمه‌اش را می‌دانی؟ هیچ جوابم را نداد. چند نفر آنجا نشسته بودند به‌خاطر اینكه آنها بشنوند گفتم: تتمه این روایت این است. در همان سنن ترمذی یا سنن ابی‌داود یك كدام از اینها كه بلافاصله بعد از كلام ایشان امیرالمؤمنین علیه السّلام در آنجا بود و حضرت آمدند و در مقابل حجرالاسود ایستادند و فرمودند: «ای حجر شهادت می‌دهم كه هم تو می‌شنوی و هم می‌بینی و آنچه را كه ما می‌گوییم و در دل ما می‌گذرد و شهادت می‌دهم تو ثبت می‌كنی و ضبط می‌كنی و در روز قیامت در پیشگاه حساب و كتاب الهی می‌آیی و شهادت می‌دهی.» هیچ صدایش درنیامد، سرش را انداخت پایین، آنها همه تعجب كردند كه عجب این شخص آمده، مبلّغ است، دارد دین خدا را تبلیغ می‌كند، ولی چی؟ دروغ با حقه‌بازی. آقاجان مردی؟!