صدق کلید وصول به خدای متعال
6ما میخواهیم یك كاری را انجام بدهیم برای اینكه به آن مقصد برسیم، برای اینكه به آن هدف برسیم هی عُده طلب میكنیم، عِده طلب میكنیم. افراد بیایید به دور ما، افراد هی جمع شوید، افراد بیایید وسائل مختلف، روزنامه، مجله، رادیو و تلویزیون و ... كرات سماوی هم همه شنیدند. ولی وقتیكه میرویم در شب عاشورا میگوییم قضیه امام حسین اصلا غیر از این است. مردم بلند شوید بروید اینها با من طرف هستند، اینها میخواهند من نباشم، كسی با شما كاری ندارد. مگر زن و بچه ندارید؟ مگر زندگی ندارید، برای چه اینجا هستید؟ این از یك طرف.
از یك طرف میفرماید برای اینكه آن سفرهای كه خودش در آن سفره نشسته و آن سفره بینهایت فیض الهی، دیگران هم بیایند بهرهمند شوند، میگویم بروید ولی اگر بمانید این خبرها هم هست، دیگر خودتان میدانید. ما اینجا تبلیغ نمیكنیم. ولی اگر یكی بیاید بگوید یابن رسول اللَه چرا شما ما را از این فیض محروم كردی؟ چرا شما به ما نگفتی؟ اگر میگفتی شاید میآمدیم. اگر میگفتی ما هم به این فیض بالاترین، یعنی بالاترین نقطه كمال سعادت یك بشر، شهادت در راه امام حسین است، این رودست ندارد. چیزی نیست كه روی این جهت رودستی داشته باشد. آدم هفتاد سال زنده برای چیست؟ برای همین یك لحظه، هشتاد سال زندگی میكند برای همین یك لحظه، شصت سال زندگی میكند برای همین. این هم دارد از دست میرود. اگر امام حسین بیاید بگوید بلند شوید بروید. كجا برویم؟ دارد از دست میرود دیگر. همه مردم هم كه یكجور نیستند؛ یكی ممكن است واقعاً دلش شهادت بخواهد، همه كه اهل دنیا نیستند، همه كه اهل تكالب بر هواهای نفسانی و بگیروببند نیستند، همه كه اهل بچاپ بچاپ نیستند، نه ممكن است یك عده هم تكوتوك این وسط پیدا شوند بگویند نه، كجا برویم امام حسین؟ یابن رسول اللَه. میگوید برو بسیار خب این برای تو است، این برای آن مردانگی است، این برای آن بزرگواری تو است، این برای آن كرامت تو است. میگوید من هیچكس را نمیخواهم.

