محوریّت حبّ به ذات در سیروسلوک
7مطلبی نبود، اشكالی نداشت. همین قضیه حبّ ذات است كه حبّ به آثار و لوازم ذات را در پی دارد، بودن در اینجا و مطرح شدن انسان و اسم و رسمی كه برای انسان پیدا میشود، همه اینها بازگشتش به همین مسئله حبّ ذات است كه در جنبه خلاف مورد استفاده قرار میگیرد نه در جنبه صواب.
لذا همه كارهایی كه ما در این دنیا انجام میدهیم همه اینها بر این محوریت دور میزند كه خود ما در این امور و در این كارها چقدر مدخلیت خواهیم داشت، آیا كاری كه انجام میدهیم آن كار برای ما اسم و شهرتی و سُمعهای به همراه خواهد آورد یا نه؟ به آن طرف مسئله نگاه میكنیم، در هر قضیهای و در هر مسئلهای، كاری كه انسان انجام میدهد این كار فرق نمیكند جنبه الهی داشته باشد یا جنبه دنیوی داشته باشد، تفاوت نمیكند، باید ببینیم در مغز و در باطن این عمل چه نهفته است، این مهم است، مسئله اینجاست، نه به آن عمل و كاری كه انسان آن كار را انجام میدهد. در باطن او چقدر خلوص و چقدر صدق وجود دارد. بزرگی و كمی كار در پیش پروردگار به اندازه یك ارزن ارزش ندارد، آنچه كه ارزش دارد همان مسئله خلوص و نیتی است كه پشت این قضیه است. لَنْ يَنالَ اللَه لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ ... الحج، ٣٧ گوسفندی كه دارد ذبح میشود خدا به این ذبح نگاه نمیكند. بالاخره گوسفند است، شتر است، امثال ذلك كه ذبح میشود و اطعام میشود و تقسیم میشود و تمام میشود و بعد میآیند با آب جایش را هم تمیز میكنند و انگار نه انگار كه اصلا مطلبی بوده، چیزی بوده، در این قضیه چقدر این صاحب ذبیحه خلوص داشته؟ چقدر نیت داشته؟ آن ینال اللَه آن بالا میرود، این گوسفند تقسیم میشود، این شتر تقسیم میشود، این ذبیحه تقسیم میشود و به همه تقسیم میشود، در این مسئله آن شخصی كه این كار را انجام داده باید به خود بنگرد و میزان صدق و خلوص خود را در این قضیه ارزیابی كند. وگرنه خب یك خرجی كرده و یك عدهای اطعام شدند ولی چیزی دستگیر او نشده.

