محوریّت حبّ به ذات در سیروسلوک
1أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين
صحبت در فرمایش امام صادق علیه السلام بود كه به عنوان میفرمایند كه آنچه را كه مربوط به حلم باید در راه و سیر و سلوك خودت به سوی خدا در نظر داشته باشی این است كه اگر شخصی به تو گفت یك حرف اگر بزنی ده تا پاسخ میشنوی تو در پاسخ بگو اگر ده تا بگویی یكی هم نمیشنوی.
و كسی كه تو را شماتت كند بگو اگر كه صادق هستی از خدا میخواهم از تقصیر من درگذرد، و اگر خلاف میگویی از خدا میخواهم از تو درگذرد و كسی كه تو را با سخنان ناروا برایت خط و نشان كشید تو او را با نصیحت و رعایت رفتار كن.
این فرمایشات امام صادق علیه السلام بود كه عرض شد در مسئله روابط اجتماعی و ارتباطات انسان با دیگران این قضیه نقش حیاتی دارد. و ركن مهم عبور نفس از عالم بهیمیت و شهوات و حیوانیت و انانیت به سوی عالم تجرد و وحدت و یكرنگی و یكپارچگی و خلاصه بیرون آمدن از عوالم كثرات و انانیتهاست.
به طور كلی همانطوری كه عرض شد سرچشمه تمام این مسائل به نفس خود انسان بازمیگردد، نفس آدمی از باب این كه حبّ به ذات دارد و حبّ به بقاء ذات دارد حبّ به آثار و لوازم ذات هم دارد. كسی كه حبّ ذات نداشته باشد طبعا نسبت به این مسائل اصراری ندارد. همه ما میخواهیم زنده بمانیم، همه ما میخواهیم در این دنیا عمر طولانی داشته باشیم، همه ما از آنچه كه موجب قلّت عمر و مانع برای ادامه زندگی هست پرهیز و دوری میكنیم و میخواهیم عمرمان زیاد شود، عمرمان اضافه شود. به دنبال راههایی میگردیم كه بر طولانی شدن عمر بیفزاید، و این در همه هست، به این كیفیت هستند الا آن افرادی كه خب آنها یا از نقطه نظر ظاهری و از نقطه نظر عادی دچار مشكلی هستند و به یك نوع سرشكستگی و امثال ذلك رسیدهاند یا از نقطه نظر مسائل معنوی و ادراك عوالم بالا دیگر وجود خود را در این دنیا ضروری و لازم برای رسیدن به آن كمالات نمیبینند.

