علت ارتکاب معاصی
5كه آنها یك قدری نسبت به این مسئله جلوتر هستند و خلاصه مسائل دیگری دارند، ریاسات و ... میآیند و خلاصه دیگر به انواع تهمتها و شایعات و خلاف ذلك بر این تنبور میدمند و این مسئله را بزرگ جلوه میدهند و آنها را بر علیه پیغمبر میشورانند. خب این مردم هم راه میافتند شمشیر دست میگیرند، تیر و نیزه دست میگیرند و میآیند كه این پیغمبر را از بین ببرند.
در جنگ احزاب وقتی كه عمرو ابن عبدود به دست امیرالمومنین علیه السلام كشته شد و به زمین افتاد یك انگشتر خیلی گرانبهایی در دستش بود، امام آن انگشتر را برنداشت، در حالتی كه خب حقش بود، چون آن كسی كه شخص كافری را میكشد حق دارد سلب1 او را آنچه را كه مربوط به اوست بردارد. خواهر او آمد و وقتی نگاه كرد و دید این انگشتر در دست اوست گفت من بر او گریه نمیكنم، نوحه نمیكنم و اظهار تاسف نمیكنم بر مرگ برادرم، این به دست مرد كریمی به قتل رسیده است چون این انگشتر را برنداشته است، این یك شخص عادی نباید باشد. توجه میكنید؟
یعنی آن كافر میفهمد مسئله چیست، كافر است اما هویت ربطیهاش تشخیص میدهد، بدی را میفهمد، خوبی را میفهمد، به همان مقدار، یعنی به همان مقدار مدركاتش و به همان مقدار فهمش و به همان مقدار سعه وجودیش، به همان مقدار جلو میآید.
لذا پیغمبر، دین اسلام را كه نیامد میان سلمان و اباذر و مقداد اعلام كند. گرچه خب خیلی از اینها قبلا مومن بودند و بعضیهایشان هم مانند اباذر مشرك بود و بعد مومن شد. خیلی از اینها مثل سلمان مومن بودند و قبلا بر دین حضرت مسیح بودند و سپس به دین پیامبر آمدند.
پیامبر آمد اسلام را در میان همین كفار اعلان كرد، مگر غیر از این است؟ همین مشرك، همین كافر، پس معلوم است این ربطش قطع نشده. مولانا میگوید من نكردم جهل من كرد، جهل من شرك بود، جهل من كفر بود، جهل من بین من و بین خدا فاصله انداخته بود، من خودم فاصله نداشتم. رسول خدا میآید این جهل را كنار میزند آن حقیقت توحید و فطرت این را برمیگرداند در همان راه و مسیری كه باید در آن مسیر قرار بگیرد.
- ١- لباسها و نيز ادوات جنگى مقتول، از قبيل شمشير، زره، كلاه خود و مانند آن كه كاربرد نظامى دارند، جزو سَلَب به شمار مىروند. همچنين بنابر تصريح برخى از فقها، اشياى زينتى، مانند دست بند، گردنبند و انگشتر و نيز انبان، قمقمه و كوله پشتى و مانند آنها كه براى حمل و نگهدارى زاد و توشه استفاده مىشوند، سلب به حساب مىآيند؛ اما اشياى جداى از مقتول، همچون برده و چارپايى كه براى حمل اثاث خود آورده و نيز سلاحى كه در دست او نيست، جزو سلب نمىباشد؛ بلكه غنيمت محسوب مىشود.

