وحدت اصل و منشاء در تمام صفات متضاد پروردگار
8اینها همهاش بر اساس جهالت است!! وقتی که انسان جاهل شد، نسبت به آن آداب و عادات و رسوم دیرینه اعتقاد پیدا میکند، و کمکم این اعتقاد در نفسش رسوخ پیدا میکند و جزء غریزه و سریرۀ او میشود، و از روی جهالت از هیچیک از مطالبی که دارد، دست برنمیدارد و تا پای خون خودش میایستد. همۀ اهل طائف نسبت به بتشان اینطور بودند، و در بتپرستی هم سخت بودند، که رسول خدا نسبت به بتپرستان طائف شدّت به خرج داد؛ حالا عرض میکنم که چه پیغامی برای آنها فرستاد. مسلمانان که رفتند طائف را فتح کنند، خُب هفده روز در پشت حصار بودند ولی نتوانستند آنجا را فتح کنند؛ چون حصار خیلی بلند بود، و آنها یا بایستی مدّت طولانی و مدّتهای مدیدی در اطراف این حصار میماندند تا اینکه همۀ آذوقۀ آنها تمام بشود، که آنها هم به اندازۀ کافی و وافی آذوقه داشتند؛1 و یا اینکه بایستی این دیوار را میشکافتند و داخل میرفتند.
در آنوقت هم، دیوار را با دبّابه و یا ارّابه میشکافتند که بهصورت اطاقهایی بود که از چوبهای محکم میساختند ولی طوری که سبک باشد تا بتوانند حرکت بدهند، و سقفش را هم از پوستهای ضخیم و پوست گاومیش، که بعضی اوقات ضخامت آن یک یا یک و نیم سانتیمتر است، درست میکردند؛ چون پوست از همۀ چیزها محکمتر است و هرچه از بالای قلعه تیر و پیکان بر آن بیندازند، اثر نمیکند. افراد جنگی در آن اطاق مینشستند و آن پوست هم بر سرشان سایه میانداخت و این اطاقک را ـ که به صورت تانکی بود ـ حرکت میدادند و میبردند در پایین دیوار قلعه قرار میدادند و آن مردان جنگی دیوار را میشکافتند. دو روز، سه روز، چهار روز طول میکشید تا شکافی باز کنند و بتوانند داخل قلعه بشوند. قلعه را سوراخ میکردند و این شکاف، راهی برای ورود آنها بود، آنوقت شجاعان وارد قلعه میشدند و حرکت میکردند و جنگ تازه داخل قلعه شروع میشد!
- المغازی، ج ٣، ص ٩٢٤.

