وحدت اصل و منشاء در تمام صفات متضاد پروردگار
5داستان اسلام آوردن بنیثقیف
رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم وقتی حصار طائف را محاصره کردند، دیدند ایّام حج نزدیک میشود و به همین جهت مجبور بودند که جنگ را ترک کنند و بروند حج را برگزار کنند؛ و چون دو ماه بود که مکّه فتح شده ـ حصار طائف بعد از فتح مکّه است ـ و بر اساس دستورات اسلام باید در ماه ذیالحجّه حج انجام بدهند تا دیگر مشرکین نتوانند به همان قِسم سابق بیایند و عریان و لخت مادرزاد، زن و مرد، دور خانۀ کعبه طواف کنند به عذر اینکه: ما در لباسهایی که میپوشیم گناه کردهایم و با آن لباسها نمیشود طواف خانۀ خدا کنیم! زن و مرد برهنه میشدند و دور خانۀ کعبه طواف میکردند تا در لباسِ آلودۀ به گناه نباشند! و همچنین غیره و غیره.1
بنیثقیف هم که از بزرگان و أعلامِ ثروتمندان حجاز و غالباً مردمانی زیبا بودند و ثروت و تعیُّن و شخصیّت داشتند، و در جایی خوش آبوهوا بودند و باغهای انگور داشتند، به پیغمبر گفتند: «ای محمّد! برگرد، ما وَفد و جماعتی از خود را میفرستیم که بیایند و با شما شرط کنند، و بالأخره به مصالحه بگذرد.»
لذا رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم بعد از اینکه هفده روز حصار طائف را محاصره کردند، آمدند در مکّه عمرهای انجام دادند و یک نفر را به عنوان سرپرستی مکّه گذاشتند و خودشان فوراً به مدینه آمدند.
اوّل وفدی که از ثقیف آمد، تنها یک نفر بود به نام عروة بن مسعود ثَقَفی؛ او نه فقط از جانب آنها و بهعنوان فرستاده بود، بلکه هم عنوان مأموریت و فرستادگی داشت و هم خودش یک شخص مستقلِّ خوشفکرِ خوشتدبیرِ با سعهای بود،2 و دنبال میگشت که پیدا کند و ببیند آیا واقعاً آنچه پیغمبر میگوید حق است یا نه؟ و مشرک و بتپرست هم بود؛ و آنها همه لات را میپرستیدند.
- الدّر المنثور، ج ٣، ص ٧٨.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون شخصیّت جناب عروة بن مسعود الثّقفی رجوع شود به امام شناسی، ج ١٥، ص ٣١٩؛ تفسیر القمی، ج ٢، ص ٣١٠.

