وحدت اصل و منشاء در تمام صفات متضاد پروردگار
2أعوذ باللَه من الشّیطان الرّجیم
بسم اللَه الرّحمن الرّحیم
و صلّی اللَه علیٰ محمّدٍ و آله الطّاهرین
و لَعنةُ اللَه علیٰ أعدائِهم أجمعینَ من الآنَ إلیٰ قیامِ یوم الدّین
اللَهمّ إنّی أفتَتِحُ الثَّناءَ بِحَمدِکَ، و أنتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَنِّکَ، و أیقَنتُ أنَّکَ أنتَ أرحَمُ الرّاحِمینَ فی مَوضِعِ العَفوِ و الرَّحمَة، و أشَدُّ المُعاقِبینَ فی مَوضِعِ النَّکالِ و النَّقِمَة، و أعظَمُ المُتَجَبِّرینَ فی مَوضِعِ الکِبریاءِ و العَظَمَة.
«... و من یقین دارم ای پروردگار من که تو در جای عفو و رحمت، ارحمالرّاحمینی؛ و در جایی که محلّ انتقام و مجازات است، اشدّالمُعاقبینی؛ و در جایی که با عظمت و کبریائیّت و منیّت تو مبارزه میشود، اعظم المُتجبِّرین هستی!»
با اینکه خدای واحدی هستی، این اسماء و صفات متضاد، بتمام معنیالکلمه در تو موجود است؛ هم ارحمالرّاحمینی که رحمتت از همۀ رحمکنندگان بیشتر است، و هم اشدّالمُعاقبینی که شدّت عملت از همۀ عقوبتگران بیشتر است، و هم اعظمُالمُتجبِّرینی که عظمت و کبریائیّت تو از همۀ قدرتمندان و شخصیّتداران بزرگتر و عظیمتراست!
اوّلاً باید ببینیم این صفات که بهصورت ظاهر متضاد هستند، آیا حقیقتشان هم تضاد دارد یا نه؟ وحدت اصل و منشأ در تمام صفات متضادّ پروردگار
اینکه خداوند رحمت میکند در جای عفو، و گوشمالی میدهد در جایی که انسان نیاز به پاداش و مجازات دارد، هر دو یک صفت در پروردگار است که بر اساس یک اصل و یک منشأ میباشد.
کما اینکه ما در میان خودمان میبینیم که پدر به بچّهاش غضب میکند و یا رحمت میفرستد، ولو اینکه غضب در صورت قهر و گوشمالی و تنبیه و تغیّر و خشونت و... است، و رحمت در صورت ملاطفت و محبّت و بشاشت و مسرّت و... است؛ ولیکن این پدر واقعاً یکی است و یک صفت دارد، و بر همان اساسی که خشونت میکند بر همان اساس محبّت میکند، و بر همان اساسی که به بچّه سیلی میزند بر همان اساس به او میخندد و او را در دامن خود مینشاند. آنجایی که میبیند این بچّه کار خوبی کرده و باید تشویق بشود، به او میخندد و جایزه و صله میدهد؛ آنجایی که کار اشتباه و خطایی کرده، او را گوشمالی میدهد. چون بچّه اشتباه کرده است، اگر به او بخندد، او را ایقاع در هلاکت و مهلکه کرده است.

