روش و منهج اولیای الهی در مواجهه با مخالفین عرفان
3فلان رفیق راستی خبر داری فلانی چه گفته؟ راستی خبر داری آن یكی گفته؟ بابا آن اصلا به خوابش هم نمیبیند حالا تو داری به او میگویی راستی خبر داری ...؟ راستی خبر داری ...؟ یعنی چی؟ آخر چطور انسان به این راحتی هر مطلبی را و هر چیزی را كه میشنود باید روی آن اقدام كند؟ خب بالاخره یك تفاوتی در اینجا باید لحاظ شود دیگر!!
حالا اگر این مطلب مطلب صحیح و واقعی و یقینی بود، مگر انسان باید بگوید؟ مگر گفتن دارد؟ مرحوم آقا بارها میفرمودند ما كُلُّ ما يعلَمُ ان يقَال1 این عبارت را بنده خیلی از ایشان میشنیدم. هر چیزی را كه میدانی كه نباید بگویی! نه اینكه هر چیزی را كه دروغ است برو بگو! حالا ما دروغ را میرویم میگوییم، آنچه كه خلاف است را میرویم پخش میكنیم، آنچه كه اصلا اصل ندارد، نه اصل دارد، نه فرع دارد، نه ...، این مطالبی را كه امام علیهالسّلام در اینجا به عنوان میفرمایند خیلی مطالب عجیبی است ها، یعنی یك مطلبی است كه همه ما و بیشتر از همه خود بنده باید به این مطالب توجه كنیم و ببینیم كه میزان تكلیف و مسئولیت ما در قبال مطالبی كه میگوییم چیست. آیا ما هر مطلبی را كه میبینیم و میشنویم وظیفه داریم بگوییم؟ این وظیفه را كی بر عهده ما گذاشته؟ جبرئیل گذاشته؟ آمده بال زده گفته جناب آقای فلان شما موظف هستید این مطلب را كه شنیدید بلند شوید فردا بروید پخش كنید؟! نه او یك همچنین كاری نكرده.
چه اشكال دارد انسان اگر یك مطلبی را میشنود در دل خودش نگه دارد؟ این چه عیبی دارد؟ این به كجای دنیا برمیخورد؟ از امشب تصمیم بگیریم ها. كسی كه به عهده ما نگذاشته، میگویند آقا گذاشته، بنده یك همچنین تكلیفی را تحمیل نكردم به كسی: آقا شما هر حرفی را كه شنیدی موظف هستی فردا بروی پخش كنی! بزنی در اینترنت كه همه استفاده كنند! همه دنیا بیایند از این حرف ... كی همچنین تكلیفی گذاشته؟ میشود ما از امشب یك تصمیم بگیریم؟ ذهن خودمان را از تكلیفی كه تا بحال در ذهنمان بود پاك كنیم، از امشب دیگر هیچ تكلیفی نداریم، میشود یا نمیشود؟ میشود دیگر، چرا نمیشود؟ ما تا حالا هزار تا تكلیف ... ما مكلف هستیم! وظیفه شرعی داریم! جبرئیل بر ما وحی میكند! اسرافیل بر ما لوح میفرستد! اگر این را نگوییم نظام دین و شریعت و همه چی بر باد میرود! این چیزهایی كه تابحال ما اینطوری بودیم و اینجوری هستیم رودربایستی نداریم كه: آقا نمیشود، تكلیف شرعی است! كی این تكلیف را بر گردن تو گذاشته؟ خب بگو دیگر! بعد میبینی آقا ذهن مبارك و نفس شریف آمده خودش این تكلیف را برای خودش ایجاد و خلق كرده. آقا كارخانه، این كارخانه میآید خودش تكلیف درست میكند و مطلب درست میكند. مثل همین چیزهایی كه همه جا داریم میبینیم دیگر، آقا وظیفه شرعی است! فلان مطلب وظیفه شرعی است و باید گفت! وظیفه شرعی است ...!
- ١-" ما كُلُّ ما يعلَمُ يقَال" ضرب المثلى عربى است. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز مىفرمايند« ليس كل ما يعلم يقال و ليس كل ما يقال يكتب» هرچه مىدانى كه گفتنى نيست و هرچه كه گفتنى است، نوشتنى نيست. خصال شيخ صدوق

